تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٠ - فرو بردن غضب و تسلط بر خويش و شكيبايى پاداش بزرگى را در دنبال دارد
در مسايل اخلاقى هنگامى كه پديده هاى روانى را تقسيم بندى مى كنند دو پديده متقابل از آنها را بسيار با اهميت معرفى مى - غضب در كنند بغرنجتر :
١ - تمايل در حال هيجان روانى .
٢ - حال هيجان روانى .
هر يك از اين دو پديده هر مقدار كه به حالت شدت برسد ، وضع روانى انسان به همان مقدار موقع مى گردد ، زيرا - چنان كه در تفسير ابيات سابق گفتيم در بروز اين گونه پديده ها شخصيت انسانى بيشتر در معرض انحراف از منطق و تعادل قرار مى گيرد .
نمى گوييم كه انسان بايستى خواهش و تمايل نداشته باشد يا اين كه حالت هيجان غضب نامفهوم است ، زيرا - اين حقيقت مورد مشاهدهء همه ما است : كه انسان بجهت داشتن اصل دفاع از زندگى ( علاقه بذات ) پديده ها را عموماً بر دو قسم مهم تقسيم خواهد كرد : خواستنى و ناخواستنى ، و ترديدى نيست كه هنگامى كه با خواستنى روبه رو شد ، درون او براى وصول به آن خواستنى اجابت خواهد كرد و اگر مرتبهء خواهش در آن موضوع خواستنى زيادتر باشد ، روح انسانى را از اعتدال خارج ساخته و هيجان در او ايجاد خواهد كرد و بالعكس هنگامى كه با ناخواستنىهاى خويش روبه رو شد ، بدون ترديد روان او در مقابل آن موضوع حالت منفى و خود دارى به خود خواهد گرفت .
اين دو حالت اجابت و خود دارى يك پديدهء بسيط نيست كه داراى حد و مرز معينى بوده باشد ، بلكه شايد بتوان گفت : اين دو پديده از حد نهايى ماگزيمم تا حد نهايى مينىمم مراتب بسيار مختلف از حيث شدت و ضعف داشته ، هر چه كه شخصيت سبكتر و بىريشه تر ، تحول روانى از حدود متوسط بدو حد نهايى مزبور بيشتر خواهد گشت .
با در نظر گرفتن مسائل روانى عموماً به اين اصل مى رسيم كه هر چه كه جريانات روانى با سرعت به دو حد مزبور جريان پيدا كند انحراف روانى بيشتر و خطرناكتر