تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٨ - علم موجب روشنايى است نه پاكى نفس از آلودگىها
ما افراد انسانى از مفهوم بىنهايت آن اندازه بيم داريم كه كودك خردسال كه نيروى راه رفتن را پيدا كرده ، ولى از افتادن مى ترسد .
اما بايد بدانيم كه ما تا آخرين نفس زندگانى نخواهيم توانست از آن استخر كه در درون ما وجود دارد رهايى پيدا كنيم ، لذا با كوچكترين خود پرستى سر ما دو باره به آب فرو رفته با مرگ مطلق روبرو خواهيم گشت .
پس از دقت در اين مثال مى توانيم اين نتيجه را بگيريم كه تكامل انسان عبارت است از ورود در بىنهايت كه با بعد و عدد به هيچ وجه سر و كارى ندارد . در اين بىنهايت تمام موجودات هستى اعم از انسان و اشياء ديگر همه و همه جزئى از انسان مى شوند . اين لا يتناهاها « چه جمع بهت انگيز » در سر راه انسانى مشعل به دست او را تا بارگاه ربوبى رهنمون مى شوند ، باز نسبت بارگاه ربوبى به اين لا يتناهاها همان نسبت زندگانى معمولى است « كه ما به آب استخر تشبيه كرديم » به زندگانى ايده آل تكامل كه هواى پاك زندگانى است و انسان در اين مراحل نيز مانند همان شخص است كه در استخر ايستاده و ارتفاع آب تا دو سوراخ بينى او است . اما محو باد خود پرستى ، كه اگر حتى گريبان انسانى را در ميان لا يتناها و بارگاه ربوبى بگيرد سقوط تنها به سوى لا يتناهاها نيست ، بلكه سقوط به منجلاب پيش از حركت به سوى تكامل ايده آل است . آرى محو باد اين خود پرستى .
آب جو سرگين نتاند پاك كرد جهل نفسش را نروبد علم مرد
علم موجب روشنايى است نه پاكى نفس از آلودگىها علم موجب روشنايى است نه پاكى نفس از آلودگىها اگر تيره بختى بشر معلول چند عامل بوده باشد ، يكى از آن عوامل همين است كه در ارزيابى علم راه افراط يا تفريط را پيش گرفته است .