تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - انسان در ميان دو بىنهايت
ندامت اثر واقعى حقيقت از دست رفته را در بر دارد ؟ مگر اين كه همين ندامت موج مثبتى در اقيانوس روح انسانى پديد بياورد كه هم گذشته را جبران نمايد و هم استعداد پذيرش نفحه ى الهى را در انسان ايجاد كند .
هيچ مى دانيد كه اين كالبد مادى شما شترى است كه غذاى او خار است ؟ شما اين شتر خار خور نيستيد ، بلكه شما كه نتيجهء يك انسان بر گزيده ( آدم ) هستيد بر اين مركب سواريد . [١] اين احتمال در بيت مزبور بهتر از احتمالى است كه در پاورقى از شارحين مثنوى نقل نمودهايم . اين كه مصطفى در اين مورد به آدم گفته شده است ، از آيهء شريفهء * ( إِنَّ الله اِصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً » ٣ : ٣٣ مى باشد و بدون ترديد از آن جهت كه آدم عليه السلام اولين كسى است كه شعاع روح الهى را پذيرفته است ما هم كه فرزندان او هستيم از اين جهت حامل شعاع خداوندى هستيم .
((١٩٧١)) آدمى كو مى نگنجد در جهان در سر خارى همى گردد نهان
انسان در ميان دو بىنهايت به قول پاسكال :
انسان مركزش همه جا و محيطش هيچ جا نيست و به قول تمام انسان شناسان معنوى :
[١] در تفسير كلمهء ( مصطفى زاد ) در بيت مورد بحث ميان مفسرين مثنوى اختلاف نظر وجود دارد ، در پاورقى مثنوى رمضانى مى گويد : « مقصود امام حسن عليه السلام است كه بر دوش پيغمبر سوار شده است و اين مطلب كاملًا اشتباه است زيرا ابيات بعدى در مذمت اين شتر خار خور است كه همان كالبد مادى باشد . . انقروى مى گويد : مقصود مؤمنين هستند كه مطابق بعضى از روايات فرزندان پيغمبر اسلام مى باشند . . كفافى مى گويد : « مقصود انسان كامل است . » .