تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤ - روايت
روايت كلمينى يا حميراء [١] ( اى حميراء « اى عايشه » با من سخن بگو ) ارحنا يا بلال نقل شده است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هر موقع كه خستگى احساس مى فرمود به بلال خطاب كرده و مى گفت اى بلال ما را راحت كن مقصودش اين بود كه بلال اذانى بگويد و آن حضرت لذت ببرد . [٢] بخارى از ابو قتاده نقل مى كند كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در يك مسافرت با اصحابش بودند ، شب را به خواب رفتند و پس از طلوع آفتاب بيدار گشتند ، حضرت فرمود : « خداوند ارواح شما را گرفت و موقعى كه خواست به شما بر گردانيد . » ابن هشام مى گويد : اين حادثه در سال هفتم بعثت اتفاق افتاده است . [٣] بعضى ديگر مانند جلال الدين مى گويند : اين حادثه در شب زفاف بوده است .
در روايتى وارد شده است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
« انا املح من اخى يوسف و اخى يوسف اجمل منى » ( من از برادرم يوسف نمكينتر و او از من زيباتر بوده است . ) [٤] « ان لربكم فى ايام دهركم نفحات ألا فتعرضوا لها » ( خداى شما در امتداد روزگار دمها و نفسهايى دارد ، خود را در معرض پذيرش آن قرار بدهيد . ) [٥]
[١] شرح مثنوى كفافى ، ج ١ ، ص ٢٥٧ . .
[٢] شرح انقروى ، ج ١ ، ص ١٨٣ و ١٨٤ . .
[٣] كفافى ، ج ١ ، ص ٢٥٩ . .
[٤] شرح انقروى ، ج ١ ، ص ١٨٥ كه سفينه ، ج ٢ ، ص ٥٤٦ اين هم نقل شده است كه : انا افصح العرب . .
[٥] المحجة البيضاء ، ج ٥ ، ص ١٥ . .