تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢ - در معناى حديث ان لربكم فى ايام دهركم نفحات ألا فتعرضوا لها
آسمان بار امانت نتوانست كشيد قرعهء فال به نام من ديوانه زدند
همچنين آيات زيادى تسبيح و تقديس خود موجودات را اعم از جماد و نبات و جاندار بيان مى كند . اين آيات مجموعاً شاهد اين معنا است كه همهء موجودات جهان با اشكال گوناگون تحت دستور خداوندى و با هدايت او رهسپار هدف خويش مى باشند . آنان نيز از جهتى كه بر ما پوشيده است ، موضوع تكليف قرار گرفتهاند و اين مطلب با نظر به بعضى از مكاتب فلسفى و مدلول بعضى از مطالب علمى قابل انكار نمى باشد ، زيرا مكتب هيلوزوئيسم صريحاً مى گويد : مادهء مطلق موجودات زنده است چوردانو برونو صريحاً مسئلهء مونادها را كه عبارت است از « اجزاء زنده » براى بنيان جهان پيش مى كشد ، ولايبنيتز آلمانى از آن تبعيت مى كند و از نظر علمى بنا به نظريهء پاستور : « هيچ موجود زنده از غير زنده به وجود نمى آيد » .
از آن طرف به وجود آمدن زنده ها از همين مواد جامد حد اقل استعداد زندگى را در آنها اثبات مى كنند و الا چگونه ممكن است احساس و انديشه خود به خود از چند عنصر جامد به وجود آيد ؟ پس عرض امانت براى تمام موجودات كاملًا قابل تصور و قبول مى باشد ، اين است معناى امانتى كه خداوند در آيهء مورد بحث مى فرمايد : آن را به تمام موجودات عرضه نمودهام .
اين امانت در نوع انسانى عالىتر و دقيقتر مى باشد زيرا انسان به اضافهء دارا بودن به تمام جريانات طبيعى كه ساير موجودات دارند ، داراى عقل و وجدان نيز مى باشد .
اين انسان با داشتن انديشه ها و ساير مشاعر از روى هوى و هوس مى گويد : من آزادم ، من مى توانم بدون قيد و شرط در اين دنيا زندگى كنم ، اين ساده لوح يا اين شهوت پرست نمى بيند كه زنجير وجود از بامداد ازل تا شامگاه ابد داراى حلقه هاى مربوط بوده ، هر يك از حلقه هاى اين زنجير با كمال تسليم در جويبار جريان قوانين قرار گرفته و كوچكترين تخلفى از قانون نمى كنند . ولى اين حيوان پست مى گويد :