تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٧ - انسان هر اندازه هم بخواهد وضع شخصيت خود را پنهان بدارد بالاخره همان وضع را كه شخصيت دارد آشكار خواهد ساخت
از اين تخريبات طبيعى بنا خواهند شد ؟ اين در حقيقت عقل نيست بلكه سد راه انسانها به سوى تكامل مى باشد .
((٢٨٨٠)) هر چه گويد مرد عاشق بوى عشق از دهانش مى جهد در كوى عشق
انسان هر اندازه هم بخواهد وضع شخصيت خود را پنهان بدارد بالاخره همان وضع را كه شخصيت دارد آشكار خواهد ساخت رنگهايى كه شخصيت ما را رنگ آميزى مى كند انواع گوناگونى دارد : پارهاى از اين رنگها آن چنان قوى نيست كه بتواند شخصيت را به خود جلب كند ، به طورى كه بتواند كه تمام واحدهاى درونى را اشغال كند ، اين گونه رنگ آميزىها ممكن است با مهارت يك انسان نه تنها براى مدتها بلكه براى ابد هم پنهان بماند و انسان آنها را آشكار نسازد .
گروه ديگرى از پديده ها است كه در درون ما وارد مى شوند و آن چنان شخصيت ما را تحت تأثير قرار مى دهند كه گويى يكى از اجزاء شخصيت ما همان پديده است .
گاهى بعضى از پديده ها تمام شخصيت ما را تحت تصرف قرار مى دهد ، به طورى كه پنهان ساختن آن پديده مانند پنهان كردن خود روح و شخصيت مى باشد .
يكى از اين پديده ها عشق است . عشق در روح انسانى چنان تأثير مى كند كه گويى روح ديگرى كه تنها از عشق تشكيل شده است در درون انسانى به وجود آمده است و چنان كه در مباحث عشق در جزء اول از دفتر اول گفتيم : عشق عينك ديگرى به ديده گان عاشق مى زند كه نه تنها آن عينك در تمام زندگانى او به ديده گانش زده شده است ، بلكه بدون آن عينك جهان براى او مفهومى نخواهد داشت .
بنا بر اين مرد عاشق اگر داراى عشق حقيقى بوده باشد نمى تواند آن را در همه