تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٨ - تفسير ابيات
گويى به او مى گويند : خاك و سنگ جامد كه مورد علاقه انسانى نيست اين اظهار محبت از چيست ؟ مى گويد : آرى من اين خاك و سنگها را كه در ديوارهاى كوى سلمى است مى بوسم نه براى خود سنگ ، بلكه بدان جهت كه سلمى در اين سرزمين بوده است .
ما در آن هنگام كه در زمين بوديم خود زمين را مى ديديم ، ولى از آن در و گوهر بس گرانبها كه در همين زمين نهفته بود اطلاعى نداشتيم ، هنگامى كه از زمين رفتيم و از اين هجران كام ما تلخ شد ، با خويشتن مى گفتيم : ما كه از زمين رفتيم كيست كه مى خواهد جاى ما را بگيرد ؟ حتى پا را از آن هم فراتر نهاده گفتيم :
خداوندا اين تسبيح و تهليل و تقديس كه ما به تو داريم چگونه مى خواهى در مقابل قال و قيل آدميان مبادله كنى ؟ پس از آن كه آدم را آفريد به ما فرمود : حالا بگوييد ببينم چه آفريدهام ؟ بكاويد و امتناع مورزيد ، من با شما مانند پدر مهربان با طفلان خويش از در محبت در مى آيم و بر شما سخت گيرى نمى كنم ، ما خود راز درونى شما را مى دانيم ، اين كه مى خواهيم شما سخنى بگوييد ، براى اين است كه آواز شما در اين باره بلند شود . هر پاسخى كه بگوييد و هر دمى كه در اين باره در آوريد اگر هم نالايق و ناشايسته باشد من به شما سخت گيرى نخواهم كرد - زيرا رحمت من بر غضب من سبقت دارد .
« وسعت رحمته غضبه » و شما اى فرشتگان از اين جهت ناراحت نباشيد كه من شما را در حيرت و ترديد فرو بردهام - زيرا ترديد مقدمه و انگيزه رسيدن به واقعيات است ، يا اين ترديد نقصى است كه موجب غضب است اين ترديد را ايجاد كردم سپس شما را بخشيدم تا بدانيد سبقت رحمتى غضبى چه معنا مى دهد .
به اظهارات شما من خرده گيرى نخواهم كرد ، تا آنان كه منكر حلم من هستند حساب كار خويش كنند و دم در نياورند . حلم ما را با حلم پدران و مادران مقايسه مكن حلم صدها پدر و صدها مادر در مقابل حلم ما لحظهاى بيش نيست ، اين حلمها كه مهربانترين پدران و مادران براى فرزندان خود اظهار مى كنند ، صدفى است كه در