تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٥ - اگر مى خواهيد از راز نهانى ديگران با خبر شويد راز خود را پنهان نكنيد
به عبارت ديگر اين روح ملكوتى انسانها نيست كه به طور مستقيم در دنيا فعاليت مى كند ، بلكه روح طبيعى انسان است كه در كالبد مادى تكاپو مى كند ، اين تكاپو با وسايل محدود و محدود كننده انجام مى گيرد ، بنا بر اين حلم و غضب و محبت و ساير پديده ها مادامى كه از سطح طبيعى روح تجاوز نكردهاند به طور مشخص و محدود نمودار مى گردند .
اما خود روح ملكوتى انسانها هم باز از آن جهت كه شعاعى از خورشيد عظمت الهى است ، هر اندازه هم كه با عظمتتر و مشرفتر فرض شود بالاخره در مقابل عظمت الهى قطرهاى در مقابل اقيانوس بىكرانى است كه قابل مقايسه با آن اقيانوس نيست ، لذا حلم و علم و محبت و عاطفه و ساير پديده هاى روانى را هر چند كه به خود روح هم نسبت بدهيم باز قابل مقايسه با آن چه كه در خدا است نخواهد بود .
((٢٦٨١)) سر مپوشان تا پديد آيد سرم امر كن تو هر چه بر وى قادرم
اگر مى خواهيد از راز نهانى ديگران با خبر شويد راز خود را پنهان نكنيد حقيقتى بسيار ارزنده است كه هم از نظر اصول روان شناسى صحيح است و هم از نظر روابط اجتماعى ضرورت دارد .
اما از نظر روان شناسى - جاى شبهه نيست كه حالت شگفت انگيزى در روان انسانى وجود دارد كه مى توانيم آن را حالت گيرندگى بناميم .
اين حالت موقعى بروز مى كند كه خود روح انسانى حالت « القايى » ( دهندگى ) پيدا مى كند ، هر گاه شما بدون پيچ و خم روانى و بدون پرده پوشى روى واقعيات روانى خود با كسى روبرو شويد خواهيد ديد طرف مقابل شما هم با قيافهء باز و چشمان