تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٠ - رهبران الهى عامل بقاى انسانها هستند
ميان ديدن چشم و تعقل مبارزهاى وجود داشته باشد .
ميان شنيدن و تعقل مبارزهاى وجود داشته باشد .
ميان لمس و تعقل مبارزهاى وجود داشته باشد .
ميان استشمام و تعقل مبارزهاى وجود داشته باشد .
ميان چشيدن و تعقل مبارزهاى وجود داشته باشد .
البته ميان دريافت درونى كه به منزلهء چشم درونى است و تعقل ، مبارزهاى وجود خواهد داشت ولى با كوچكترين توجه بدون احتياج به خواندن فلسفه و همچنين بدون احتياج به فرا گرفتن عالىترين مقام علمى خواهيم ديد كه هيچ گونه مبارزه و پيكارى ميان دريافتهاى درونى و انديشه وجود ندارد ، چنان كه ما بين حواس برونى و انديشه و دريافتهاى درونى پيكارى نيست .
البته افراطگرى در هر يك از نيروهاى مزبور كه نتيجهء آن ، از كار انداختن نيروهاى ديگر خواهد بود ، مسئله شناسايى ما را در بارهء انسان و جهان تاريك خواهد ساخت .
((٢١٢٩)) غير آن قطب زمان ديده ور كز ثباتش كوه گردد خيره سر
رهبران الهى عامل بقاى انسانها هستند اگر در جوامع انسانى عظماى بشريت نبودند و اگر در ميان افراد انسانها مردان الهى وجود نداشتند زندگانى براى انسانها قابل تحمل نبود ، اين يك حقيقت است و ممكن است براى گروهى از افراد ساده لوح اين حقيقت به طور صحيح قابل هضم نبوده باشد ، ولى با نظر به تاريخ گذشتهء بشرى مى بينيم هر جامعه كه از وجود رهبران الهى واقعى بهره مند بوده ، توانسته است به هر گونه مشكلات پيروز شود . در زندگانى پيامبران