تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٠ - تفسير ابيات
در همين جهان پيمان و شهادت گرفته شده است ، نهايت امر اين كه در جهان نطفه بوده كه هنوز كاملًا به اين دنياى مادى قدم نگذاشته است .
به هر حال از نظر عقايد اسلامى و از نظر منطق علمى اين مسئله جاى هيچ گونه استبعاد نيست - زيرا استشهاد و پيمان گرفتن از موجودى در شكل نطفه براى ما بايستى با نظر به پيمان گرفتن از ساير موجودات آسانتر جلوه نمايد ، آنها نيز براى خود چنان كه قبلًا اشاره نموديم درك و مشاعرى دارند كه توانستهاند مورد خطاب الهى قرار بگيرند . اين مسئله را در آينده بطور مشروح تر متذكر خواهيم گشت .
تفسير ابيات در همان زمان كه پير چنگى در آن عالم رويا افتاده بود ، خداوند بر عمر خوابى را مسلط ساخت . او از اين كه خواب ناگهانى بسر وقتش رسيده است ، بسيار متعجب بود و با خود گفت : حتماً اين خواب از طرف غيب بوده و هدف مهمى در دنبال دارد ، او سر به خواب نهاده ندايى شنيد .
كدامين ندا ؟ آن ندا كه اصل هر گونه آواز و بانگ و صداهاست ، اگر به دقت بنگريم خواهيم ديد : نداى حقيقى همين نداست كه در اين مواقع غير طبيعى به انسانها روى مى آورد ، بقيهء آوازها صداهايى از اين نداها بيش نيستند .
اين يك ندايى است كه همگان آن را مى فهمند و مخصوص به لغتى نيست ، نه فقط ترك و تاجيك و زنگ اين ندا را درك مى كند ، بلكه چوب و سنگ و تمام موجودات اين ندا را مى شنوند ، زيرا اين نداى الهى است .
اين همان نداست كه هر لحظهاى از آن استفهام اصيل جهان وجود بر مى آيد . اين استفهام اصيل چيست ؟ همان است كه خداوند در قرآن بيان مى فرمايد و مى گويد : « * ( أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ » ٧ : ١٧٢ . شما اگر چه نمى توانيد صداى « بَلى » ٧ : ١٧٢ موجودات را در مقابل اين ندا بشنويد ، ولى بدانيد كه اين موجودات با سرازير شدنشان از جهان نيستى به جهان هستى « بلى » مى گويند . تو باز در اين جا تعجب خواهى كرد كه چگونه ممكن است چوب و سنگ آگاه بوده باشند ، اكنون داستانى را براى تو بگوييم تا تعجب تو بر طرف گردد .