تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٦١ - برزخ
أَصْحابُ اَلأَعْرافِ رِجالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيماهُمْ قالُوا ما أَغْنى عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ . أَ هؤُلاءِ اَلَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ الله بِرَحْمَةٍ اُدْخُلُوا اَلْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ . » ٧ : ٤٦ - ٤٩ [١] ( ميان اهل دوزخ و بهشت حجابى است اين حد متوسط اعراف است ، براى اعراف مردانى است كه از قيافهء آنها پيدا است ، آنان باهل بهشت سلام مى كنند ولى خود با اين كه مى خواهند به بهشت داخل نشدهاند . اين مردم اعراف هنگامى كه ديده گان خود را به طرف اصحاب آتش بر مى گردانند مى گويند : اى خداى ما ما را جزء گروه ستمكاران محسوب مفرماى . اصحاب اعراف مردانى را صدا مى كنند كه آنها را از قيافه هايشان تشخيص مى دهند » كه آنان همان تبه كاران در دنيا بودهاند « مى گويند : آن اجتماعى كه در دنيا داشتيد امروز شما را بىنياز نمى كند ، آن تكبر دنيوى شما امروز سودى بشما ندارد ، اين بهشتياناند كه شما در دنيا سوگند مى خوريد كه خداوند آنان را به رحمت خود نائل نخواهد ساخت . » سپس رو به بهشتيان نموده « مى گويند : به بهشت داخل شويد ، براى شما نه بيمى وجود دارد و نه اندوهناك خواهيد گشت ) .
از اين آيات استفاده مى شود كه اعراف دو اصطلاح دارد : يكى جهانى ميان بهشت و دوزخ . ديگرى جهانى ما فوق آنها كه مى توانند به اهل بهشت و دوزخ باذن خداوندى دستورات داده و راهنمايى كنند . آن چه كه در اين مبحث مورد بررسى ما است اصطلاح اول اعراف است .
به طور قطع مى توان گفت ثبوت عالم متوسط ميان بهشت و دوزخ هيچ اشكالى در تصور اين دو جهان باقى نمى گذارد ، زيرا - آن چه كه بعضىها گمان مى كنند كه بهشت و دوزخ عبارت است از دو مكان مستقل و مشخص و مرزبندى شده و نتيجه چنين مى گيرند كه اين خلاف عدالت خداوندى است كه تمام مردم را به دو گروه تقسيم كرده ، گروهى را بهشتى و گروه ديگر را دوزخى قرار داده است .
[١] سوره الاعراف ، آيات ٤٦ تا ٤٩ . .