تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٨ - احاطهء دل بر موجودات مانند خدا ، هم مى تواند به اضافهء كميات بوده باشد و هم منهاى كميات
است و نه رفض آنها ، يعنى نه حذف آنها .
خواه اين مطلب صحيح باشد يا نه ، بايستى تصور كلى را مانند تصور عدد ناشى از رشد ذهنى بدانيم نه نشانهء نقص .
مسلم است كه اگر عدد براى بشريت مطرح نبود ، از قلمرو رياضيات براى انسانها چيزى نصيب نمى گشت .
در صورتى كه فعاليت رياضى يكى از با عظمتترين فعاليتهاى مغزى انسان است .
اما اين كه مى گويد :
« بلكه همهء اينها و هيچ كدام از اينها « شبيه به مغالطه است ، زيرا - در تصور كلى ذهن انسانى به طور خود آگاه نه قيود تشخصات را انتخاب مى كند و نه آنها را حذف مى نمايد ، بلكه حقيقتى را تصور مى كند كه هيچ رنگ و بو و ساير خواص اشياء را ندارد ، يعنى اين يك توانايى فوق العاده است كه با اين كه ميدان فعاليت ذهن يك صحنهء مادى بوده و آن چه كه در خارج با آنها تماس دارد نيز مادى است ، با اين حال مى تواند از يك موضوع يك يا چند تشخص را حذف نمايد .
چنان كه حذف بعضى از تشخصات براى ذهن اثبات ناتوانى نمى كند ، بلكه عين توانايى است كه مى تواند آن چه را كه به وسيلهء حس بدرون منتقل شده است مطابق هدفهاى خويش دست كارى كند ، همچنين مى تواند همهء قيود را الغاء كرده حقيقتى به نام كلى تصور نمايد .
در اين فعاليت ذهن انسانى به تناقض مبتلا نمى شود ، زيرا - اين مطلب كه » كلى داراى همهء قيود و هيچ يك از آنها را در بر ندارد « موقعى درست است كه ذهن هر يك از دو طرف ( همهء قيود است ) و ( هيچ يك از قيود نيست ) را در همان حال و از همان لحاظ كه كلى را تصور كرده است با يكديگر جمع كند ، در صورتى كه آن چه كه در ذهن تصور كرده است كلى است و با وسيلهء ديگرى يا با توجه ديگرى ملتفت مى شود كه اين كلى مى تواند شامل همهء قيود باشد و همين كلى با توجه ديگرى