تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٩ - متوجه باشيد كه اولياء الله جريانات درونى شما را مى دانند
افزايش ثروت بىمحاسبهء دنيا شما را شادمان نكند زيرا اين گونه مالها مانند تبسم زهرآگين حق به شما است
تفسير ابيات
((٣٠٤٠)) مال دنيا شد تبسمهاى حق كرده ما را مست و هم مغرور خلق
افزايش ثروت بىمحاسبهء دنيا شما را شادمان نكند زيرا اين گونه مالها مانند تبسم زهرآگين حق به شما است اين مطلب ادبى را كه جلال الدين با تشبيه بسيار زيبا بيان كرده است ، نزديك به آن مضمون است كه خداوند متعال در قرآن شريف در يك آيه بيان مى فرمايد :
« وَلا يَحْسَبَنَّ اَلَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ . » ٣ : ١٧٨ (١) ( آنان كه كفر مى ورزند گمان نكنند اين گونه وسايل دنيا را كه براى آنان آماده مى كنيم و آنان را سرشار از مال دنيا مى نمايى به صلاح آنها است ، بلكه اين افزايش و سرشار ساختن براى آن است كه مطابق هواى خود رفتار كرده گناهانشان افزوده شود ، براى آنان عذاب اهانت بارى آماده شده است ) .
درست است كه براى خدا تبسمى وجود ندارد ، ولى اگر اين پديده براى او امكان داشت بهترين مورد تبسم سخريه آميز همين مال و جاه دنيوى بود كه براى اشخاص جاهل و شهوت پرست بسيار شيرين به نظر مى رسد ولى در واقع به ضرر آنان تمام خواهد شد .
تفسير ابيات شير و گرگ و روباهى با هم به شكار مى روند ، آنان با اين اجتماع مى خواستند پشت و پناه يكديگر بوده و در مبارزه با شكارها پيروز شوند .
اگر چه با يك نظر همراه شدن شير با گرگ و روباه شايستهء شئونات او نيست ، ولى خداوند در خود اجتماع رحمتى قرار داده است ، چنان كه ماه هم با آن روشنايى
(١) سوره آل عمران ، آيهء ١٧٨ . .