تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - تفسير ابيات
تا آن گاه كه او را دوست بدارم و هنگامى كه او را دوست بدارم مانند گوش او مى شوم كه به وسيلهء من بشنود و بينايى او مى گردم كه به وسيلهء من ببيند و زبان او باشم كه به وسيلهء من سخن گويد . . . » [١] در روايتى از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم وارد شده است كه « اصحاب من مانند ستارگانى هستند ، از هر يك از آنها تبعيت كنيد رستگار خواهيد شد و هر يك از آراى اصحاب مرا بگيريد هدايت پيدا خواهيد كرد و اختلاف اصحاب من رحمتى براى شما است . گفتند : يا رسول الله اصحاب تو كيستند ؟ پاسخ فرمود : اهل بيت من مى باشند . » [٢] اين روايت در اكثر مدارك اهل سنت « بدون جملهء سؤال و جواب كه در آخر حديث است » نقل مى شود ، ولى با نظر به مجموع مطالعات در بارهء صحابه گفت : اين كه بگوييم تمام صحابه پيغمبر در يك درجه بودهاند و راى آنان هم در يك مرتبه از ارزش بوده است بسيار دشوار مى باشد ، در صورتى كه در پيشوايان دوازده گانه هيچ گونه تفاوتى با يكديگر ديده نمى شود .
« من رآنى فقد رآنى » اين روايت از پيغمبر نقل شده است و جملهء بعدى اين است كه :
« فان الشيطان لا يتشبه بي » ( هر كس مرا در رويا ببيند مرا ديده است زيرا شيطان « و صور پليد » به شكل من در نمى آيند . ) [٣] تبصره : ( تركيب عربى بيت « من رآنى » مشوش است ) .
[١] وسائل الشيعة ، ج ١ ، مجلد دوم ، باب ١٧ كه صحيح بخارى اين روايت را از ابو هريره نقل كرده است . دكتر كفافى ، شرح مثنوى ، ج ١ ، ص ٢٥٤ . .
[٢] سفينة البحار ، ج ٢ ، ص ٩ . .
[٣] سفينة البحار ، ج ١ ، مادهء رويا ، ص ٤٩٨ . .