تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨ - تفسير ابيات
كه انس و جن در اين جهان در زندانند ، برو آيهء يا معشر الجن . . . را بخوان . اما كار اولياء الله بالاتر از كار پريان است ، اگر رهبر كاملى براى خود پيدا كنى ، اين راز را بر تو روشن خواهد ساخت . مى دانيد نغمه هاى درون اوليا چه مى گويند ؟ آنان در مرحلهء اول به شما مى گويند : اى غوطه وران صحراى نيستى سر بيرون بياوريد ، اين خيالات و اوهام را كنار بگذاريد ، اى پوسيدگان ديار كون و فساد اين گونه كه شما در لايه هاى چرخ ماده و طبيعت پيچيدهايد ، آن جان ابدى شما نه به ثمر خواهد رسيد و نه حقيقتى را توليد خواهد كرد .
بياييد گوشتان را نزديكتر بگيريد ، اما نقل آن حقايق به شما دستور نيست . نمى دانم چگونه به شما حكايت كنم ؟ اما شما مى توانيد از ناله هاى من آن حقايق را بشنويد .
سرّ من از نالهء من دور نيست ليك چشم و گوش را آن نور نيست
اگر بخواهيد منزلت اولياء الله را در اين جهان هستى درك كنيد ، اسرافيل را مجسم كنيد ، آن گاه خواهيد فهميد كه چگونه اين اولياء الله مردگان را زنده مى كنند .
اين مردگان هزاران صدا از طبيعت مى شنوند ، ولى صداى احيا كننده ى خويش را كاملًا تشخيص مى دهند و مى گويند : اين آواز غير از آوازهاى معمولى است آرى :
گوش دل مؤمن است سامع و صوت خداى گر چه به ظاهر همى ملك پر از هاى هوست
اين بيت ذيل را :
چون به صورت اوليا آگه شوند از طرب گويند و چون با ره شوند
تنها در معدودى از نسخ مثنوى آورده شده است و با توجه به اين كه به شكل فوق هيچ معنى قابل قبولى ندارد احتمال قريب به يقين مى دهيم كه بيت به صورت چون بصورت اوليا آگه شوند . . . بوده است كه معناى آن اين است كه : زمانى كه اين مردگان به نداى اوليا آگاه شدند آن را دريافتند به راه هدايت آمده و در نتيجهء آن از آن حالت جمود و مردگى در آمده ، به طرب و نشاط درمى آيند