تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٦ - مراعات كردن زن مر شو را و استغفار نمودن از گفتار خود
اظهار درماندگى نيرومند هيجان روحى شگفت انگيزى توليد مى كند
مرد مانند آب و زن مانند آتش است كه تدريجاً او را بخار كرده به هوا مى دهد
((٢٤٢٢)) آن كه از كبرش دلت لرزان بود چون شوى چون پيش تو گريان شود
اظهار درماندگى نيرومند هيجان روحى شگفت انگيزى توليد مى كند يكى از پديده هاى روحى ما كه هنوز كاملًا توضيح داده نشده است ، هنگامى بروز مى كند كه شخص مقتدرى را كه از همه جهات بر يك فرد يا به يك جامعه استيلا و برترى داشته است و اين انسانها در زير بار قدرت او درمانده بودند - چنان ناتوانى احاطه نمايد كه در مقابل همان انسانهاى ناتوان ابراز ناتوانى و پستى و خوارى نمايد .
اين پديدهء روانى كه براى شاهد اين منظره نمودار مى گردد ، نمى توان گفت از قبيل عاطفهء مجرد يا دل سوزى و تأسف و غير ذلك مى باشد ، بلكه چنين به نظر مى رسد كه انسان هر اندازه كه در بارهء آن نيرومند داراى تجربه هاى عميق و معلومات كافى بوده باشد ، يك حالت روانى را در خود احساس خواهد كرد كه بايستى بگوييم مركب است از عبرت و احساس نزول پس از صعود « كه خود نمود ديگرى از روح است » و دل سوزى و عظمتى كه در همين شخص بال شكسته احساس مى شود و پديده هاى ديگرى كه ناشى از تصور مفاهيم متعددى در منظرهء مزبور مى باشد و اين كه بعضى از روان شناسان سراغ پديده هاى روحى مركب را در اين گونه موارد نمى دهند ، ناشى از سطح بينى آنها است .
((٢٤٣١)) ظاهراً بر زن چو آب ار غالبى باطناً مغلوب و زن را طالبى
مرد مانند آب و زن مانند آتش است كه تدريجاً او را بخار كرده به هوا مى دهد يكى از عالىترين تشبيهاتى كه در بارهء دو صنف مرد و زن گفته شده است ، همين تشبيه است كه جلال الدين بيان كرده ، اين تشبيه داراى دقت و ظرافت فوق العادهاى است .