تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٤ - آيا اگر رو به خدا برويد هر گونه وسايل مى تواند شما را به او برساند ؟
ولى با نظريهء همين اصل پاكى نيت كه فعلا مورد بررسى قرار داديم ، بطور كلى اين مطلب بدست مى آيد كه در حالات نادر روحى كه انسان از روبناى قوانين بر كنار مى رود و هر وسيله ايرا كه در مقابل خود بيند يا آن وسيلهاى كه براى او يك عمر وسيلهء زندگانى بوده است ، مى تواند در راه نيايش و گرايش استخدام نمايد . ولى اينكه گفتيم « مى تواند » مقصود توانايى حقوقى نيست بلكه توانايى روانيست كه اگر ناخود آگاه انجام گرفته باشد ، تاثير واقعى خود را خواهد بخشيد .
خلاصه ، ما مى توانيم اين حالات شخصى روحى را كه به افراد انسانى رخ مى دهد تحت قانون و ضابطهء كلى در آورده با نيك و بدهاى حقوقى و الزامى كه انسانها با آنها سر و كار دارند مقايسه نموده مورد پذيرش قرار داده يا مطرود بسازيم .
اما اصل موضوع چنين است كه جلال الدين تابلوى آن را كشيده است ، يعنى براى انسان اين حالات دست مى دهد و خصوصيات و امتيازات وسايل از نظر او پنهان مى گردد و هدف را در مقابل خود مى بيند و با يك انقطاع شگفت انگيز همان وسيله را كه با قطع نظر از قوانين ، با راى خود انتخاب نموده است در راه هدف استخدام مى نمايد . اين مطلب نظير اين است كه انسان از جادهء خود گم شود ، راه زنى را ببيند و به جهت انقلاب روانى كه از حياتى بودن موقعيت براى او دست داده است ، دست بدامن راه زن شده راه را از او بپرسد و راه زن مزبور هم با يك دل سوزى كه براى او خلاف اصل است راهنمايى صحيح كند ، اين راهنمايى استثنايى خالص نمى تواند به آن گمشده بگوى : در هر راهى كه مى خواهى برو ، بالاخره راه زنى پيدا مى شود و راه را براى تو نشان مى دهد .