تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٢٨ - انگيزگى نفس حيوانى مقدمهء شرك است
مى آورد كه شكنجهء بيشترى ببيند .
ملاحظه مى شود كه در همهء اقسام مزبوره نجات دادن با يك پديدهء واحد مشخص بروز مى كند ، ولى مى دانيم كه از نظر انگيزه و هدف تفاوت ميان آنها از منهاى بىنهايت گرفته تا به اضافهء بىنهايت كشيده شده است .
اين مقدمه ما را به يك اصل روشن مى كند كه ما نبايستى به ظاهر كارها فريب بخوريم بايستى ببينيم انگيزه و هدف از آن كار چه بوده است ؟ در اين مورد بايستى به يك مسئله با اهميتتر از آن متوجه شويم و آن اين است كه هر كارى كه انگيزهء آن هدف از آن طبيعىتر بوده باشد ، ارزش آن كار نيز طبيعىتر خواهد بود و هر چه كه انگيزه و هدف انسانىتر ، بدون ترديد آن كار با ارزشتر و بارورتر خواهد بود .
هنگامى كه تمام عوامل حركات و سكنات انسانى را از نظر مى گذرانيم مى بينيم آن كار براى انسان سودمند است كه مانند كفهاى ناپيدار پس از به وجود آمدن زايل نشود .
يعنى در عرصهء هستى تمام موجوديت كار منحصر به همان صورت كه ايجاد شده است نباشد ، بلكه آن كار بتواند مانند آب زلالى در چمنزار جهان هستى منشأ اثر عالىترى بوده باشد ، اين اثر گاهى اشكال بيرونى است چنان كه ساختمانى را مى سازم و در آن سكونت مى كنم ، اين ساختمان تبلورگاه كاريست كه انجام گرفته و براى من قابل بهره بردارى شده است ، ولى ممكن است در بناى اين ساختمان انگيزهء اساسىترى داشته باشم و آن اين است كه انسانهايى احتياج به مسكن دارند و من بايستى مسكنى را بسازم كه انسانها بتوانند از آن بهره ور باشند .
اين انسانها كيستند كه متحمل زحمت در راه آنها مى شوم ؟ اين انسانها نهالهاى باغ خداوندى هستند .
اگر چه با اين نيت شكل ساختمان عوض نمى شود ، اما اثر درونى آن كه عبارتست از يك هدف عالى الهى موجب تكامل شخصيت « من » گشته و مى تواند باعث تقرب « من » به خدا بوده باشد و از آن جهت كه تمام زندگانى و وسايل پيش برد آن مطابق سر نوشت مادى