تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٩٥ - روايت
روايت جملهء » اليوم الذى خط بالقلم « در بعضى از آثار ديده مى شود و چنان كه گفتيم مضمون آن در بعضى از روايات وارد شده است كه مى گويد : « قلم در بارهء سر نوشتى كه در ازل نوشته فارغ شده است » .
اين جمله در يكى از سخنان حسين بن على عليه السلام چنين وارد شده است :
« ما شاء الله لا قوه الا باللَّه . خط الموت على ولد آدم مخط القلادة على جيد الفتاة و ما اولهنى الى اسلافى اشتياق يعقوب الى يوسف و خير لي مصرع انا لاقيه كانى به اوصالى تتقطعها عسلان الفلوات بين النواويس و كربلا . يملئون منى اكراشا جوفا و أجربة سغبا . لا محيص عن يوم خط بالقلم رضى الله رضانا اهل البيت نصبر على بلائه و يوفينا اجور الصابرين . ألا فمن كان فينا باذلا مهجته و موطنا الى لقاء الله نفسه فليرحل معنا فانى راحل مصبحا ان شاء الله . » [١] ( آن چه كه خدا مى خواهد صورت خواهد گرفت قدرت و قوهاى نيست مگر آن چه كه از نزد خدا سرازير مى شود . مرگ براى آدم آن چنان نوشته شده است ( يا دور گردن او دور زده است ) كه گلو بندى كه دور گردن زن جوان دور مى زند ، اشتياق زياد به ديدار نياكان خود دارم ، اشتياقى كه يعقوب عليه السلام به ديدن يوسف عليه السلام داشت . براى من جايگاه خواب ابدى گسترده شده است كه ناچار بايستى به آن جايگاه بروم و آن را دريابم .
گويى مى بينم كه گرگهاى بيابانهاى ما بين كربلا و نواويس [٢] اعضاى مرا پاره
[١] اين خطبه را اغلب تواريخى كه داستان نينوا را نوشتهاند از حسين بن على عليه السلام نقل مى كنند ، ما آن را از نفس الهموم مرحوم قمى ص ١٠٠ نقل كرديم و مرحوم قمى در تحقيق مدارك احاديث و تواريخ كاملًا مورد اطمينان بودهاند . .
[٢] نواويس تقريباً يك فرسخى كربلاى امروزى است كه در آن زمان گورستان مسيحىها بوده است . .