تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٩٢ - تفسير ابيات
زيرا - هر كس كه چشم بينايى داشته باشد ، مى فهمد كه قاتل اسير سر پنجهء تقدير بوده است .
« ظاهراً اين مطلب را مى رساند كه جلال الدين مسئلهء قصاص و يا كيفر ديگرى را كه تمام ملل عالم به قاتلين عمدى تعيين كردهاند به عنوان كيفر نمى پذيرد ، ولى چنان كه گفتيم : اگر هم در بارهء آيهء قصاص تفسير جلال الدين مفهومى داشته باشد ، در آيهاى كه قبلا نقل كرديم :
« وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُه جَهَنَّمُ خالِداً فِيها . » ٤ : ٩٣ هيچ گونه مفهومى ندارد . در بارهء دو بيت :
((٣٨٨٩)) گر نفرمودى قصاصى بر جنات يا نگفتى فى القصاص آمد حيات
((٣٨٩٠)) خود كه را زهره بدى تا او ز خود بر اسير حكم حق تيغى زند ؟
تفسيرات مختلفى گفتهاند كه ممكن است ما در آينده به مناسبت بعضى از مطالب توضيح بيشترى در بارهء آنها بدهيم . » برو به اشخاص بد كار كم طعنه بزن ، تو خود را در مقابل دام حكم سر نوشت ناتوان ببين .
در پيش حكم خدا از جان و دل گردن گذار و به گمراهان مسخره روا مدار .