تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٨٤ - آيا قصاص يك راز نهانى است يا براى انتقام و امكان پذير ساختن حيات است ؟
( او در بارهء كارهايى كه مى كند مسئول نيست ، بلكه افراد انسانى به واسطهء عقل و وجدان و قوانينى كه براى آنها وضع شده است مسئول قرار مى گيرند ) .
ولى اين قضيه مربوط به مواردى است كه عقول ما كوتاه از درك آنها باشد و خود نيز در آن مورد گفتارى ضد كار خود را اعلام نكرده باشد .
وقتى كه او خود در بارهء قاتل عمدى وعدهء آتش ابدى مى دهد ، آيا به جاى كيفر پاداش خوب دادن به قاتل عمدى تناقض نيست ؟ اين كه گفتيم خداوند در كارهاى خود مسئول نيست دو شرط دارد : اول - اين كه گفتارى متناقض با كارى كه مى كند نداشته باشد . مثلًا روز قيامت همهء پيامبران و شهدا را با فرض اين كه به آنها وعدهء بهشت داده به دوزخ ببرد و بگويد : من نگفته بودم :
« لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ » ؟ ٢١ : ٢٣ و يا با اين كه ده ها مرتبه در كتاب آسمانى فرموده است : « براى انسانها روز رستاخيز وجود دارد » ، روز رستاخيز را نياورد و بگويد : من مسئول نيستم ؟ اين يك امر محال است ، زيرا - مطابق قوانينى كه خود مقرر فرموده و وعدهاى كه داده است مخالف عدالت خود رفتارى نخواهد كرد .
سپس جلال الدين با اين كه در مثنوى بارها در مذمت قياس داد سخن داده است اين مطلب را به مسئلهء نسخ آيات مقايسه كرده مى گويد :
چنان كه خداوند آيهاى را از بين نمى برد مگر اين كه بهتر از آن را بياورد ، همچنين بحكم قانون قصاص هنگامى كه يك قاتل عمدى را مى كشد بجاى آن كشتن درجهء او را بالا مى برد .
آيا اين همان قياس نيست كه جلال الدين بارها مخصوصاً در داستان روغن ريختن طوطى آن مرد بقال ، ما را از آن بر حذر داشته است ؟ بلى جلال الدين مى توانست بجاى اين مقايسات و استدلالهاى بىپايه به اين جمله تمسك جويد كه :