تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٨٢ - آيا قصاص يك راز نهانى است يا براى انتقام و امكان پذير ساختن حيات است ؟
لا تزغ قلبا هديت بالكرم و اصرف السوء الذى خط القلم گفت او پس اين قصاص از بهر چيست ؟
گفت هم از حق و آن سر خفى است
آيا قصاص يك راز نهانى است يا براى انتقام و امكان پذير ساختن حيات است ؟
هنگامى كه جلال الدين متوجه به مسئلهء قصاص مى شود و مى بيند كه اگر كشتن ابن ملجم مطابق خواست خدايى بود و مانند ساير قتل نفسها كه واقع مى شود مطابق قضاى حتمى الهى بود ، قانون قصاص بايستى لغو شود ، در اين مورد جلال الدين باز مسئله را به پشت پرده كشيده مى گويد : مسئلهء قصاص يك راز نهانى است كه خدا علت آن را مى داند در صورتى كه در قرآن مجيد مى فرمايد :
« وَلَكُمْ فِي اَلْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي اَلأَلْبابِ . » ٢ : ١٧٩ ( براى شما در قصاص زندگى تحقق پيدا مى كند ) .
اين بزرگترين فلسفهء قانون قصاص است ، اگر چه ضمناً حس انتقام جويى خويشاوندان كشته شده را هم اشباع مى كند .
سپس جلال الدين مى بيند خود قصاص كه عبارت است از كشته شدن ، بالاخره بايستى براى مردم علت روشنى داشته باشد تا بتوانند با توجه به اين كه تمام رويدادها حتى قتل نفس هم مربوط بقضاى حتمى الهى است قانع شوند و اعتراض نكنند ، مى گويد : چنان كه كشته شده با از دست دادن حيات به مقام والايى مى رسد همچنين كسى كه به جهت قصاص كشته مى شود تغيير شخصيت داده ، خداوند او را در مقابل كشته شدن نيكو مى كند .
اين مطلب را كه جلال الدين مى گويد :
اگر فرض كرديم كه قصاص را بتواند تفسير كند ، آيا مى تواند آياتى را كه