تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٧٧ - آيا انسان موجودى آلى است يا اين كه مى تواند كارى را انجام بدهد و آن كار به خود او مستند باشد ؟
قانونى دارد و چنين نيست كه چيزى شرط ، يا مشروط به چيز ديگرى نباشد ، زير بناى اين نظم همان قلم است كه جريانات هستى را تنظيم كرده است اما اين تنظيم منافاتى با اين ندارد كه بعضى از واحدهاى اين جريانات با اختيار انسانها در عرصهء هستى به نظم و ترتيب بپوندد و اگر مقصود از خشك شدن قلم همان معناى ظاهرى باشد كه براى ساده لوحان و فرارىهاى تكليف طعم شيرين مى دهد ، بايستى معجزه و نيايش را به طور كلى منفى بگيريم ، زيرا - پس از آن كه سر نوشت هستى به طور قاطعانه معين شده است ، چگونه خلاف طبيعت و مخالف جريان هستى كارى انجام مى گيرد ؟ اگر گفته شود : معجزه و نيايش فعاليتى از زير بناى هستى ايجاد كرده ، اثر آن را در روبناى هستى نمودار مى سازد .
اين مطلب را در بارهء كارهاى انسانى نيز مى توان گفت ، به اين بيان كه هنگامى كه نيروى انسانى بكمال خود رسيد ، مى تواند داراى پديدهء اختيار بوده باشد و هنگامى كه داراى نيروى اختيار گشت ، آن گاه مى تواند با نفوذ در پشت پردهء عضوى و مواد جهان طبيعى با اختيار كارى صادر كند ، زيرا - هيچ گونه خلاف علم و منطق در اين حقيقت وجود ندارد كه بگوييم : اختيار انسانى يك پديدهء ما فوق ظواهر طبيعت است ، چنان كه از بررسىهاى دقيق روانى هم چنين احساس مى شود .
آلت حقى و فاعل دست حق كى زنم بر آلت حق طعن و دق
آيا انسان موجودى آلى است يا اين كه مى تواند كارى را انجام بدهد و آن كار به خود او مستند باشد ؟
اين مسئلهاى است كه بارها جلال الدين در كتاب مثنوى آن را مطرح ساخته و پاسخهاى گوناگون به آن داده است ، ما اين مسئله را در مباحث جبر و اختيار تا حدودى بررسى كردهايم ، ولى بايستى در اين ابيات هم به طور اختصار توضيح بدهيم :