تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٥٧ - مردان الهى دليل راه ابديتاند ، نه حجاب ميان بندگان و خدا
تنها براى اشباع خواسته هاى حيوانى انسانى استخدام شود باعث رشد « خود طبيعى » خواهد گشت و اگر در راه تكامل انسانى قرار بگيرد بدون ترديد آن « خود طبيعى » به « خود انسانى » مبدل خواهد گشت .
پس از اين مقدمه مى توانيم معناى بيت جلال الدين را كه مى گويد :
((٣٧٩٨)) كوهم و هستى من بنياد اوست ور شوم چون كاه با دم باد اوست
كاملًا درك كنيم ، زيرا - هنگامى كه شخصيت انسانى در تكامل به جايى برسد كه در هر لحظهاى خود را وابسته بمقام شامخ ربوبى ببيند ، بدون شك در نوسانات زندگانى همهء نقاط مثبت و منفى شخصيت تابع اصل بوده و در هر حال يعنى خواه در حال تحت تأثير قرار گرفتن يا مؤثر واقع شدن ، نسيمى از آن تكيه گاه را در روح خويشتن احساس خواهد كرد .
((٣٧٩٢)) سايهام من كه خدايم آفتاب حاجبم من نيستم او را حجاب
مردان الهى دليل راه ابديتاند ، نه حجاب ميان بندگان و خدا هر يكى از افراد انسانى كه رشد شخصيت پيدا مى كند و افراد ديگر در بارهء او محاسبه مى كنند ، ممكن است در يكى از دو نقطه بسيار پست يا اعلا قرار بگيرند ، اگر شخصيت مورد توجه در نقطهء پست قرار بگيرد و تنها در صدد تثبيت موقعيت « خود طبيعى » خويشتن بوده باشد ، حجاب و بلكه راه زن راه بارگاه ربوبى خواهد بود .
اينان سر راه مردمى ايستادهاند كه اگر نبودند حد اقل با عقل سليم و فطرت اوليهء خود گامهايى به سوى رشد شخصيت بر مى داشتند ، ولى دريغا اين افراد از جوانب مختلفى به افراد انسانى فرمان » ايست « داده و آنها را در آن حدود كه تنها همان شخصيتها