تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧ - چند مقدمه براى جلد دوم از دفتر اول ١ - اكنون كه قرنهاى طولانى از جلال الدين و مثنوىاش مى گذرد آيا مى توان گفت هنوز مثنوى وسعت و عظمت ديدگاه خود را حفظ كرده است ؟
انسانيت نسبت داده است ، و ضمنا توصيه مى كند كه اين حس در انسانهاى مستعد بايستى تقويت شود .
٢ - آيا مى توان گفت جلال الدين در كتاب مثنوى يك مكتب انسانى الهى سيستماتيك پى ريزى كرده است ؟
٢ - آيا مى توان گفت جلال الدين در كتاب مثنوى يك مكتب انسانى الهى سيستماتيك پى ريزى كرده است ؟ هنگامى كه مى گوييم يك مكتب انسانى الهى را پى ريزى كرده است ، بايد توجه داشته باشيم كه اگر مقصود از مكتب عبارتست از گروهى از اصول و قوانين و عقائد در يك سيستم بسته ، البته جواب منفى است ، زيرا آن روش انديشه كه از چار چوبهء جهان ماده و حركت پا فراتر مى نهد و انسان را در صحنهء پهناورتر از خور و خواب و خشم و شهوت و كون و فساد نمايش مى دهد ، در حقيقت در يك سيستم باز قدم بر مى دارد بدين جهت مفاهيمى از قبيل « قلمرو مشخص مكتب » و « آغاز و انجام سيستم مكتبى » در كتابى كه در زمينهء فرهنگ باز اسلامى تاليف شده است موردى ندارد ، زيرا براى فورمول « انا لله و انا إليه راجعون » در معلومات بشرى محدوديت كمى و كيفى وجود ندارد .
٣ - آيا كتاب مثنوى در مسائل اجتماعى امروز مى تواند به عنوان يك كتاب زنده مطرح شود ؟
٣ - آيا كتاب مثنوى در مسائل اجتماعى امروز مى تواند به عنوان يك كتاب زنده مطرح شود ؟ اگر مقصود از مسائل اجتماعى امروز يك عده مسائل تجريد شده است كه تنها در محور ارتباط جبرى و ظاهرى افراد با يكديگر « مانند زنبور عسل » براى هم زيستى مطرح است مى توانيم بگوييم : مثنوى نه تنها در مقابل اين مسائل كم ارزش است بلكه فائدهاى براى آن نمى توان تصور كرد ، يعنى اگر مسائل اجتماعى را تنها در اين قيافه مطرح كنيم كه « امروزه رقابتها ضرورت دارد » ، « امروزه در اصول عالى مانند اصل ديناميسم زندگى نمى توان انديشيد » ، « حقوقها و ساير مقررات تكليف همه را روشن ساخته است » ، « انسان يعنى مبارز مى دان تنازع در بقاء اعم از فرد و اجتماع » نه تنها مثنوى فائدهاى ندارد بلكه مانع و مخل زندگى است . اما اگر به خود اجازه بدهيم و سطح زندگانى بشرى را كه امروزه از مكتب « بارى بهر جهت » پيروى مى كند بشكافيم و دردهاى خانمان سوز