تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧٩ - تفسير ابيات
گاهگاهى بر كنار شدن اين پرده ها لازم است ، چنان كه نفحات رحمانى گاهگاهى بايستى باين خاكدان بوزد . اى زيد در اين صحراى بىكران تنها مرو ، اندكى عنان مركب را بگير و مقدارى هم در درون خود با خويشتن براز و نياز بپرداز . باين حالت روحانى كه به تو دست داده است شادمان و خرم باش . مشيت خداوندى چنين است كه انسان در ميان دو حالت اميد و نوميدى تكاپو كند . او مى خواهد انسانها گاهى در اعمال خير و عبادتهاى حقيقى مشغول شوند و لطف خود را از روى مرحمت شامل حال همگان نمايد ، ولى در ضمن پديدهء ضد آن را هم مى خواهد كه مردم حالت خوف و نگرانى هم داشته باشند و حالت روانى آنها مركب از خوف و رجا بوده باشد . رجا و خوف از مختصات روى پردهاى است و اگر پرده ها دريده شود جايى براى اين دو پديدهء متضاد و هماهنگ نخواهد ماند ، زيرا - غيب الهى كاملًا آشكار مى شود ، آن گاه زندگانى طبيعى اين جهان بر چيده مى شود .