تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧٤ - آيه
((٣٦٠٦)) نور خواهى مستعد شو نور گير محو او باش و صفاتش را پذير
((٣٦٠٧)) ور رهى خواهى ز اين سجن خرب سر مكش از دوست و اسجد و اقترب سركشان را بين سراسر در عذاب سر بنه و اللَّه اعلم بالصواب
((٣٦٠٨)) اين سخن پايان ندارد خيز زيد بر براق ناطقه بر بند قيد
آيه « إِنَّه عَلى رَجْعِه لَقادِرٌ . يَوْمَ تُبْلَى اَلسَّرائِرُ . فَما لَه مِنْ قُوَّةٍ وَلا ناصِرٍ . » ٨٦ : ٨ - ١٠ (١) ( آن خدا » كه انسان را از قطرات آب جهندهاى آفريده است « به باز گرداندن او براى رستاخيز توانا است ، رستاخيز روزيست كه تمام پنهانىها آشكار مى گردد براى او نيرو و ياورى نيست ) .
« مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُه وَأَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ اَلثَّمَراتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي اَلنَّارِ وَسُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ ٤٧ : ١٥ . . . » (٢) ( مثل بهشتى كه به مردم با تقوا وعده داده شده است چشمه سارهايى دارد كه آبهاى غير قابل تغيير در آنهاست ، نهرهايى از شير كه طعم آنها عوض نمى شود ، چشمه سارهايى از شراب كه به خورندگان آن لذت بخش است ، نهرهايى از عسل صاف ، همچنين براى آنان در آن جايگاه هر گونه ميوه وجود دارد و بخشش خدايشان نصيب شان گشته است » آيا كسانى كه در چنين نعمت عظما فرو رفتهاند « مانند كسانى هستند كه در آتش ابدى بوده ، از آب جوشان دوزخ سيراب مى شوند و احشاء و امعاى آنها قطعه قطعه مى شود ؟ ) « وَاُسْجُدْ وَاِقْتَرِبْ . » ٩٦ : ١٩ (٣) ( سجده كن و به خدا نزديك شو . )
(١) سوره الطارق ، آيهء ٨ و ٩ و ١٠ . .
(٢) سوره محمد ، آيهء ١٥ . .
(٣) سوره العلق ، آيهء ١٩ . .