تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٣٢ - تفسير ابيات
و نگارهاى دل فريب را ديد و بسيار خرسند گشت .
سپس به سوى كارگاه روميان رفت ، هنگامى كه به آن جا رسيد روميان پرده ها را از اطاق بالا كشيدند ، پادشاه ديد تمام آن عكسها و نقش و نگارها را كه چينيان ساخته و پرداخته بودند در ديوار آن اطاقها نقش بسته است .
اولياء الله بمنزلهء آن روميان هستند كه درون خود را صيقلى مى كنند تا عكس و رنگ علوم را در درون خويش بنمايانند ، اينان احتياج بكتاب و درس و اكتساب معمولى هنرها ندارند .
« اين مطلب را توضيح داديم و گفتيم كه گروهى از شناسايىها از حيطهء وسايل دانش معمولى بر كنار بوده و تزكيه درون يا آزادى كامل روحى مى تواند آن دانشها را نصيب انسان بنمايد ، ولى بايستى در نظر گرفت كه مهمترين جلوهء علوم غير اكتسابى در شناسايى واحدهاى معمولى نيست ، بلكه خاصيت نور افكنى دل انسانى است كه فرا گرفته هاى او را بسيار درخشان مى سازد .
بنا بر اين هر شخصى كه از مردم و اجتماع عزلت گزيده و مشغول تصفيهء نفس بوده باشد ، نمى تواند به دانشهاى واقعى برسد ، زيرا - تصفيهء خاطر مانند نيروى بىطرفى است كه فقط كارش صيقلى كردن است .
اما اين آيينهء صيقلى شده چه نقشهايى را نشان خواهد داد ؟ بستگى به اندوخته هايى دارد كه به وسيلهء حواس و پيامبران و مقدارى مكنونات درونى دارد ، و الا نمى بايست انبياء و اولياء و دانشوران اين اندازه متحمل زحمات بوده باشند .
نمى خواهيم بگوييم علم انبياء اكتسابى است ولى مى گوييم : آن جديت و فدا كارى كه پيامبران در پيش برد علم و فضيلت ملل خود صورت دادهاند زحمات فراوانى را ايجاب مى كرد .
حتى همين خود جلال الدين كه ما حاضر شدهايم عالىترين انرژى مغزى و پر ارزشترين سالهاى عمر خود را در شرح و بررسى مثنوى او صرف كنيم ، اگر معلومات اكتسابى را نداشت معلوم نيست كه به مجرد تزكيهء روحى يا روبرو شدن با شمس تبريزى