تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٤ - احاطهء دل بر موجودات مانند خدا ، هم مى تواند به اضافهء كميات بوده باشد و هم منهاى كميات
((٣٤٩٠)) عكس هر نقشى نتابد تا ابد جز ز دل هم با عدد هم بىعدد
احاطهء دل بر موجودات مانند خدا ، هم مى تواند به اضافهء كميات بوده باشد و هم منهاى كميات اين يك مطلب فوق العاده مهم و حساسى است كه جلال الدين در بيت فوق مطرح كرده است .
توضيح اين مطلب چنين است كه اگر در بارهء عقل با دقت بررسى كنيم خواهيم ديد هنگامى كه مفاهيم مأخوذه از محسوسات از مقولات كم و كيف بر كنار مى شود ، پاى عقل لنگ مى گردد و نمى تواند در بارهء مفاهيمى كه خارج از بعد و زمان و مكان و حركت و سكون است فعاليتى داشته باشد ، در صورتى كه دل اين عظمت را دارد كه مى تواند حقايقى را كه از هيچ گونه مقولات مزبوره بهره مند نيست مورد دريافت قرار بدهد .
دل است كه زيبايى عدالت را مى فهمد بدون اين كه در بارهء اين حقيقت احتياج به تصور بعد يا زمان و مكان و عليت و تلازم و غير ذلك داشته باشد .
دل مى تواند ميليونها حوادث را از جويبار زمان و پهنهء مكان و عدد بيرون كشيده مانند يك موجود واحد مورد تماشا قرار بدهد . مگر همين نوابغ و متفكرين عالى مقام فرياد نمى زنند كه ما در بعضى از لحظات تمام جهان هستى را با اين تكثرات و تنوعات كه دارد مانند يك واحد غير قابل قسمت مشاهده مى كنيم » نه اين كه تصور يا تعقل مى كنيم » .
ممكن است گفته شود كه : ما كليات را با عقل درك مى كنيم ، يعنى مشخصات و تعينات جزييات را تجريد مى كنيم و بصورت يك واحد كلىتر در ذهن خود مجسم مى سازيم . پس عقل انسانى هم مى تواند كار دل را انجام بدهد ، ولى اين مسئله به اين