تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٣ - آيا اين اوهام و محسوسات و انديشه هاى ما وسيلهء وصول به واقعياتند يا مانند چوبهايى هستند كه كودكان آنها را براى خود اسب تصور كرده و در كوچه ها مى دوند ؟
از نظر قانون « عليت » نمى توان گفت اين امور يك عده نمودهاى تصادفى يا بىهوده هستند و اما اين كه آيا امور مزبوره داراى ارزش هستند يا نه ؟ ممكن است بگوييم اين امور ارزش استقلالى ندارند و اين حكم منافاتى با ضرورت همين امور ندارد ، به جهت اين كه هنگامى كه يك معلول در جهان هستى موجود مى شود ، ضرورتى آن را به عرصهء هستى غلطانيده است و ما مطابق قانون « عليت » نمى توانيم آن را ناديده بگيريم اگر چه داراى ارزش استقلالى نبوده باشد .
پس از پذيرش موجوديت اين امور نوبت بررسى اين مسئله است كه اين امور چه مى كنند ؟ و براى بشريت چه دردى را دوا مى كنند ؟ اگر بگوييم : اين امور به هيچ وجه داراى ارزش نيستند ، مخالف واقع است زيرا - لذت علم و دانش و انديشه چيزى نيست كه قابل انكار بوده باشد ، اگر چه از واقعيات خبرى ندهند و اگر چه در واقعيات دگرگونىهايى بسود انسان نداشته باشند ، ولى مى توانيم بگوييم اين يك لذت نهايى نيست ، چنان كه پول براى انسان از نظر زندگانى اگر چه خود به خود لذت بخش است ولى آن لذت نهايت لذايذ نيست ، بلكه بايستى در نظر گرفت كه پول موجب آزادى بيشترى در بر آوردن خواسته ها دارا مى باشد . از همين بيان روشن مى شود كه ارزش وسيلهاى امور مزبوره جاى هيچ گونه ترديد نيست . يعنى با نظر به مقاصدى كه ما در تماس با جهان هستى داريم و تشنگى شديدى كه براى شناخت جهان هستى و به كار بردن آن در راه تكامل مادى و معنوى خود داريم وسيلهاى جز امور مزبور نداريم .
بلى وسيله بودن امور مزبوره به قلمرو خارج از حيطهء ماديات و كميتها و كيفيتها مورد انتقاد صاحب نظران مى باشد ، زيرا - آن قلمرو كه مقولات معمولى و مأخوذ از طبيعت جريان ندارد ، چگونه مى توان واقعيات آن قلمرو را با همين اوهام و انديشه ها كشف كرد ؟ لذا آيات قرآنى در موارد فراوانى كشف واقعيات را به نور خداوندى و توفيقات او نسبت مى دهد .