تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٧ - آيه
((٣٤١٥)) گر چه هارونيد و ماروت و فزون از همه بر بام نحن الصافون
((٣٤١٦)) بر بدىهاى بدان رحمت كنيد بر منى و خويش بينى كم تنيد
((٣٤١٧)) هين مبادا غيرت آيد از كمين سر نگون افتيد در قعر زمين
((٣٤١٨)) هر دو گفتند اى خدا فرمان تو راست بىامان تو امانى خود كجاست
((٣٤١٩)) اين همى گفتند و دلشان مى تپيد بد كجا آيد ز ما نعم العبيد
((٣٤٢٠)) خار خار دو فرشته مى نهشت تا كه تخم خويش بينى را نكشت
((٣٤٢١)) پس همى گفتند اى اركانيان بىخبر از پاكى روحانيان
((٣٤٢٢)) ما بر اين گردون تتقها مى تنيم (١) بر زمين آييم و شادُروان زنيم (٢) هر دوشان گفتند ما را باك نيست كه سرشت ما ز آب و خاك نيست
((٣٤٢٣)) عدل ورزيم و عبادت آوريم باز هر شب سوى گردون بر پريم
((٣٤٢٤)) تا شويم اعجوبهء دور زمان تا نهيم اندر زمين امن و امان
((٣٤٢٥)) اين قياس حال گردون بر زمين راست نايد فرق دارد در كمين
آيه « قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ . أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ اَلْعالِينَ . قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْه خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ . قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ . وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ اَلدِّينِ . » ٣٨ : ٧٥ - ٧٨ (٣) ( خدا فرمود : اى ابليس مانع تو از سجده كردن به آن چه من با قدرت خود آفريدم چه بود ؟ آيا تكبر ورزيدى يا تو از موجودات با عظمت بودى ؟ گفت مرا از آتش و آدم را از گل آفريدهاى . ( خداوند فرمود : از اين مقام عالى بيرون شو ، تو مطرودى تا روز رستاخيز لعنت من بر تو باد ) .
(١) تتق پرده . .
(٢) شادُروان سراپرده . .
(٣) سوره ص ، آيهء ٧٦ تا ٨٠ . .