تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦١ - تقليد از عظمت غير از داشتن عظمت است
با همان زبان نقاش تابلو را تمجيد و تحسين مى كند كه آدم غير مطلع . ولى آدم بىاطلاع غير از صورت و رنگها و خطوط چيز ديگرى را نمى بيند ، او نمى داند كه مفاد تابلو به كدامين شئون بشرى اشاره مى كند و نقاش چه هدفى از آن داشته است . در تابلوى لبخند ژوكوند او تنها حالت خندهء آن را مى بيند ، ولى نمى داند كه اين خنده طبيعت را چگونه منعكس مى كند .
خلاصه مسئله اين نيست كه يك فرد نمى تواند به طور كامل تقليد مزيت يك فرد ديگر را انجام بدهد ، زيرا - ممكن است فردى آن چنان ماهر باشد كه بتواند در موجوديت خود يك نسخهء مطابق اصل پديد بياورد ، ولى تفاوت ميان منعكس ساختن عاريتى يك مزيت با داشتن واقعى آن همان مقدار است كه انسان مقلد با خود آن زنبور . فرض كنيم انسان صداى زنبورى داشته باشد ، همه گياهان و گلهايى را كه زنبور عسل از آن بهره بردارى مى كند بشناسد و آنها را بخورد و يا عصارهء آنها را بگيرد و بياورد و در ميان كند و بريزد ، او خود زنبورى كه عسل را مى سازد نخواهد گشت .
ولى اين مشكل تنها در حدود فردى منحصر نيست يعنى اگر ضررهايى دارد تنها ضرر آن مسئلهء عقب افتادگى يك فرد نيست بلكه هنگامى كه ريشهء اين حس تقليد را كاوش مى كنيم مى بينيم كه اين حس از دو ريشه سر مى زند :
اول - ريشهء مزيت طلبى دائم كه در انسانها وجود دارد .
دوم - پديدهء انعطاف پذيرى است كه انسان را به بيمارى چند شخصيتى مبتلا مى كند .
شگفت آور اين است كه اين هر دو واحد از وسايل ترقى و تكامل بشرى است ، ولى هنگامى كه تركيب ناخود آگاه پيدا مى كنند ، در صورت تقليد جلوه كرده ، حس ابتكار و اعتماد به خود را از بين مى برند .
مزيت طلبى اگر بمعناى بيرون رفتن از وضع موجود و گام گذاشتن در قلمرو عالىتر از موجوديت معمولى بوده باشد يك نيروى فعال بسيار مفيدى است و اگر انسانها از آغاز تاريخ به همان موجوديت فعلى خود قناعت مى ورزيدند ، حتى يك گام هم