تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٩ - عصمت پيامبران غير از عصمت فرشتگان است
از جوامع ممنوع بوده باشد ، مخصوصاً آن عقايد كه مربوط به پيش رفتهاى زندگانى مادى و معنوى انسانهاست . اين مطلب از بيانات جان استوارت ميل در بارهء آزادى بيان ثابت مى شود .
ولى با تمام اين مطالب كه گفته مى شود ، تزاحم و تصادم در بيان عقايد و دفاع از آنها امرى است كه همواره قابل اجتناب نيست و اين مشكلى است كه در حل و رفع آن به طور قانع كننده فكر نكردهاند ، در صورتى كه فوق العاده اهميت دارد . در دين مقدس اسلام بيان عقيده و دفاع از آن مادامى كه در توانايى انسان است جايز بوده ، بلكه مورد دستور قرار گرفته است ، زيرا - هر فرد از انسانها در جامعهء اسلامى به منزلهء معلم و مربى است كه بايستى در پيش برد افراد ديگر سهمى داشته باشد .
اما عقايد مخالف و ابراز آنها در جامعهء اسلامى مادامى كه از حدود منطقى تجاوز نكرده است كاملًا مباح شمرده مى شود و وجود صدها احتجاج و مباحث و مناقشات ميان پيشوايان دين و ديگران كاشف از اين است كه ابراز عقايد مخالف و دفاع از آنها كاملا جايز شمرده شده است .
((٣٣٥٣)) عصمتى گر مر شما را در تن است آن ز عكس عصمت و حفظ من است
عصمت پيامبران غير از عصمت فرشتگان است معناى عصمت اين است كه يك موجود داراى آن نيروى روانى باشد كه بهيچ گناهى مرتكب نشود .
اين نيرو در فرشتگان به كلى غير اختيارى بوده و چيزى است كه خداوند متعال بر آنها عنايت كرده است ، به همين جهت است كه براى آنان تكاملى كه براى ما امكان دارد مطرح نيست ، زيرا - بنا به مدارك فراوان فرشتگان آن اختيار را ندارند كه انسانها از آن بهره مند مى باشند .