تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٠ - هيچ يك از جلوه هاى مادى هستى در مقابل معناى هستى قدرتى ندارد
((٣٣٣٠)) پيش معنى چيست صورت بس زبون چرخ را معنيش مى دارد نگون
هيچ يك از جلوه هاى مادى هستى در مقابل معناى هستى قدرتى ندارد اين مسئله در مباحث گذشته گفته شده است كه از نظر جلال الدين عظمت پشت پردهء جهان طبيعت كه ما به عنوان زير بناى جهان طبيعت ياد آور شديم ، به حدى است كه اين روى جهان طبيعت در مقابل آن مانند كفهاى بىارزش و ناتوان در مقابل دريايى بىكران مى باشد .
در اين مبحث مى خواهيم به اين نكته اشاره كنيم كه اين نظريه غير از روش ايده آليسم است كه مى گويد واقعيتى به جز از مدركات ما وجود ندارد .
بلكه مى گويد : اين حقايق مادى با اين چشمگيرى و عظمتى كه از نمودهاى خود به ما نشان مى دهد ، در مقابل آن جهان غير مادى كه موجوديتش اصيلتر از اين جهان است چيزى نيست .
پس در حقيقت جلال الدين اين جهان موجود بنام طبيعت را منكر نيست ، بلكه عظمت آن جهان را مى خواهد ياد آور شود .
چنان كه در ملاحظهء كالبد جسمانى و روح با اين مقايسه و نسبت گيرى روبه رو مى شويم : اصالت موجوديت روح » اگر چه بگوييم از همين كالبد توليد شده و تكامل يافته است « در مقابل كالبد جسمانى آن چنان اهميت دارد كه تمام موجوديت بدن را تحت الشعاع خود قرار مى دهد .
اين مطلب را در يكى از ابيات ذيل :
((٣٣٣٩)) جمله اطباق زمين و آسمان همچو خاشاكى بر آن بحر روان
كاملًا تأييد مى كند و روشن مى سازد كه اين جهان به اين عظمت از واقعيت