تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٢ - اگر تعقل به عقل كلى كه وجدان نمايندهء رسمى او است مستند نباشد تعقل معمولى يكى از پديده هاى حيوانى است كه تنها در راه تنازع در بقا فعاليت خواهد كرد
((٣٣٢٠)) باز عقلى كاو رمد از عقل عقل كرد از عقلى به حيوانات نقل
اگر تعقل به عقل كلى كه وجدان نمايندهء رسمى او است مستند نباشد تعقل معمولى يكى از پديده هاى حيوانى است كه تنها در راه تنازع در بقا فعاليت خواهد كرد اين كلمهء عقل هم بدون محاسبهء دقيق در بارهء آن ، يكى از مقدسترين كلمات قاموس بشرى گشته و هر جا كه نامى از آن برده مى شود اكثر مردم بپا مى خيزند و به زانو در مقابلش به سجده مى افتند .
ما منكر اين تعظيم و ستايش نيستيم ، ولى يك مطلب را خاطر نشان مى سازيم و آن اين است كه يا عقل را كاملًا تعريف كرده ، حدود فعاليت آن را در كارهاى منطقى كه با اصول عالى انسانى هماهنگ است منحصر كرده ، سپس از مردم اين ستايش را مطالبه كنيد ، يا فعاليتهاى انديشهاى را از يكديگر تفكيك كرده و آن انديشه ها را كه مفيد به عالم ماده و معناى انسانها است عقل نامگذارى كنيد .
شما خوب مى دانيد كه اين الفاظ چه نقش شگفت انگيزى در زندگانى افراد و جوامع دارد .
به قول جلال الدين :
راه هموار است و زيرش دامها قحطى معنا ميان نامها لفظها و نامها چون دامهاست لفظ شيرين ريگ آب عمر ماست
بياييد اين الفاظ شيرين را كه لباسهاى بسيار زيبايى هستند از تن معانى كثيف بيرون آوريم ، باشد كه انسانها به جاى كعبه به بت ساختگى سجده نكنند .
مگر نه اين است كه با كلمهء « عقل » شاهد هزاران مغالطه ها و سفسطه ها هستيم ؟ خلاصه همهء فعاليتهاى درونى انسان را كه عبارت است از انتخاب هدف و به دست آوردن