تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٠ - عوامل سر نگون كنندهء انسان گاهى از پديده هاى معمولى تميز داده نمى شود
اگر چه مى توان گفت : اين بسته شدن چشم در همه گونه محبتها و عشقهاى افراطى وجود دارد خواه در امور نيكو و خواه در امور ناشايست ، ولى تفاوتى كه هست اين است كه :
اولًا - خداوند وعده داده است كه اگر انسان محبت خود يعنى آن منبع عالى نيكويىها را در راه انسانيت مصرف كند و براى تكامل خود وسيله نمايد ، دست آن انسان را گرفته نخواهد گذاشت در تاريكىهاى جهان طبيعت بىچاره و سر گردان شود .
ثانيا - از آن جهت كه پوشيدگى چشمهاى ظاهرى در راه وصول به واقعيات يك امر طبيعى است هر چه كه اشتباه كند يا خطا رود به قول جلال الدين سد راه برنگ صحرا در آمده و مانع راه او شود باز صدمهء واقعى باو نخواهد زد زيرا - چنين كسى در راه ايده آل واقعى خويش قدم بر مى دارد و با يك ديد عميقتر اين مسئله ثابت مى شود كه چون حركت با احراز ايده آل و گام برداشتن در راه وصول به هدف آغاز گشته است ، هر چه جلوتر پيش برود به هدفهاى نسبى كه در هدف نهايى شركت دارند نائل خواهد گشت . بنا بر اين آن چه كه مطرح است وضع روانى آن انسان است كه در ميدان تكاپوى زندگى در اين جهان با عظمت هستى در چه حال است ؟ به اين جهت است كه جلال الدين در بيت ذيل با عالىترين و زيباترين شكل ادبى بيان مى كند كه :
((٣٢٤٥)) شاهد تو سد روى شاهد است مرشد تو سد گفت مرشد است
اين آرمانهاى گذران را كه براى خود يگانه هدف زندگى قرار دادهاى شديدترين مانع ديدار روى شاهد اصلى است ، در صورتى كه انسان در موقع گرايش به ايده آل عالى انسانى از همان آغاز با روى نيكوى شاهد مطلق روبه رو است ، چنان كه در روايت ذيل مشاهده مى كنيم :
« سئل موسى عليه السلام عن الله تبارك و تعالى كيف اصل اليك يا رب ؟ قال قصدك لى وصلك الى » .
( حضرت موسى از خدا مى پرسد خداوندا چگونه به تو برسم ؟ خدا مى فرمايد : اى