تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥ - چند مقدمه براى جلد دوم از دفتر اول ١ - اكنون كه قرنهاى طولانى از جلال الدين و مثنوىاش مى گذرد آيا مى توان گفت هنوز مثنوى وسعت و عظمت ديدگاه خود را حفظ كرده است ؟
در اشكال مختلف نوشته مى شود به آدميان عرضه مى كنيد ، و نمى گوييد كه مسئلهء وجدان در تمدن مصر كه هزاران سال پيش مطرح بوده است ، ديگر امروز مورد احتياج نيست ؟ مردانى كه امروزه در صدد مبارزه با جنگ و پيكارها بر مى آيند آيا دليلى غير از اين دارند كه وجدان انسانى جنگ و كشتار را قبول نمى كند ؟ اين همان استدلالى است كه جلال الدين در قرنها پيش چنين بيان مى كند :
اين همه عربده و مستى و ناسازى چيست نه همه همره و هم قافله و هم زادند ؟
آيا شما احتمال مى دهيد كه روزى فرا رسد و بررسى اصل تكاپوى ضدين كه جلال الدين بارها مورد بررسى قرار داده است از قاموس بشرى اخراج شود ؟ مسئلهء دوم - مربوط به چگونگى وسعت و عظمت ديدگاه جلال الدين است . جلال الدين در دو زمينهء روانى ( زمينهء سير و تكاپو در جهان هستى و زمينهء غوطه ور شدن در الهيات ) دو حالت درونى عالى از خود نشان داده است كه به وضوح كامل مى تواند شاهد وسعت و عظمت ديدگاهش باشد .
يكى از اين دو حالت مربوط به فعاليت مغزى اوست .
دوم مربوط به دريافت روحى او .
حالت مربوط به فعاليت مغزى جلال الدين كه مى تواند حتى براى آيندهء دور جنبهء مربى فكرى بودن خود را حفظ كند روش تركيبى اوست كه بسيار جالب است ، اگر چه او در مواردى مطلب را در ظاهر بلا تكليف گذاشته مثلا مى گويد :
شرح اين كوته كن و رخ زين بتاب دم مزن و الله اعلم بالصواب اين سخن پايان ندارد اى كيا بحث بازرگان و طوطى كن بپا
ولى به طور مجموع اشتياق فراوانى به پيوستن معلومات گسيختهء بشرى نشان مى دهد ، حتى امثال همان موارد را هم غالبا مى خواهد در ضمن موضوعات ديگر مثنوى از بلا تكليفى نجات بدهد .
ما امروز مى توانيم ضرورت و عظمت روش تركيبى معلومات را بيشتر درك