تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٥ - مسئلهء چهارم - اختلاف ديدگاه ها در تعيين ملاك نقص و كمال
را در گوشهاى از مغز خود قرار بدهد ، بدون اين كه كوچكترين ثقل يا اشغال فضا در درون احساس كند .
بنا بر اين دو مفهوم كمال و نقص از مسئلهء كميت به كلى بر كنار است . اما اين كه مى گوييم : از مسئلهء كميت بر كنار است ، مقصود اين نيست كه كمال به هيچ وجه با كميت مربوط نيست زيرا - هر موجود تكامل يافتهاى در همين پهنهء جهان طبيعت با واحدهايى سر و كار دارد كه كميت از همه جهات پيرامون آنها را گرفته است .
بلكه مقصود ما اين است كه تكامل عبارت از رسيدن موجود به يك نقطه از هستى است كه در آن نقطه واحدهاى زيادى را مى تواند با خود هماهنگ ساخته موقعيت خود را در گلاويز شدن با ساير موجودات بيشتر حفظ كند و نمى توان ترديد كرد در اين كه اين خاصيت بستگى به بزرگى و كوچكى و قابليت تقسيم به واحدهاى بيشتر و كمتر ندارد .
مسئلهء چهارم - اختلاف ديدگاه ها در تعيين ملاك نقص و كمال اختلاف ديدگاه ها نسبت به كمال و نقص را مى توان به دو منشأ نسبت داد :
يك - ديدگاه نوعى : مفاهيم گوناگونى براى افكار بشر مطرح است ، هر يك از اين مفاهيم گروهى از اشخاص را به خود جلب كرده ، ملاك نقص و كمال را با همان مفهوم تعيين مى كنند . مثلًا :
يك اقتصاد دان جامعهاى را تكامل يافته معرفى مى كند كه مسائل توليد و توزيع در آن جامعه با كمال محاسبه انجام گرفته و براى افراد خود شايسته ترين محاسبات اقتصادى را انجام داده باشد .
يك حقوقدان آن جامعه را تكامل يافته مى داند كه افراد آن اجتماع در عمل به مواد حقوقى احتياجى به تهديد كيفرى نداشته باشند و افراد آن اجتماع به هر قانونى كه در بارهء آنها وضع مى شود چنان بنگرند كه گويى خود همان افراد آن قانون را با تمام اختيار خود وضع كردهاند .