تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٦ - براى پايدار ماندن بايستى به وجود پايدار تكيه كرد
شمول فضل با وجود عامل كيفر يا بدون عامل پاداش مطرح شود ، مانند اين است كه معلولى بدون علت يا معلولى با وجود علتى كه ضد آن را ايجاب مى كند تحقق پيدا كند .
اما بايستى در نظر گرفت كه پديدهء فضل در نتايج اعمال انسانى خلاف عدالت نيست ، بلكه مخالف محاسبات ما در بارهء قانون علت و معلول است . يعنى ما در معلومات خود عادت كردهايم و جريان خارج نيز نشان مى دهد كه معلول بايستى مطابق علت بوده باشد و چنان كه بدون معلول علت امكان پذير نيست همچنان اين دو حقيقت متقابل كه از يكى از ديگرى ( معلول از علت ) ناشى مى شود . بايستى تطابق داشته باشند . ولى مى دانيم كه اين محاسبات در بارهء قانون عليت منحصر بروبناى جهان هستى است ، اما با نظر به زير بناى آن نمى توانيم علل و معلولات را مانند جريان علل و معلولات رو بنايى محاسبه كنيم ، چنان كه در مسئلهء معجزه مشروحاً گفتيم و در آن مبحث متذكر شديم كه در مسئلهء معجزه خلاف واقعيات صورت نمى گيرد ، بلكه مطابق واقعيات و قوانين پشت پردهء جهان هستى انجام مى گيرد ، اگر چه در محاسبات طبيعى ما مخالف طبيعت مى باشد .
((٣٠٥٢)) كل شىء هالك جز به وجه او چون نهاى در وجه او هستى مجو
براى پايدار ماندن بايستى به وجود پايدار تكيه كرد
اى همه هستى ز تو پيدا شده خاك ضعيف از تو توانا شده ما همه فانى و بقا بس تو راست ذات تعالى و تقدس تو راست آن چه تغير نپذيرد تويى و آنچه نمرده است و نميرد تويى
كسى كه موجوديت خود را در اين جهان هستى به يك عده حقايق و پديده ناپايدار مستند كرده ، حيات خود را در حيات همين امور پيدا كرده است و نمى خواهد از اين كائنات رو به فنا بالاتر برود ، بدون ترديد در پستترين درجات وجود سقوط كرده