تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٥ - تفسير ابيات
جلال الدين در جاى ديگر در اين باره مى گويد :
عشق كار نازكان نرم نيست عشق كار پهلوان است اى پسر مبارزه با ماديات و تنظيم آن به شكلى كه مانع سلوك الى الله نباشد اصل اولى مرد راهرو مى باشد . در گذشته بارها گفتيم كه خداوند انسان را براى تقلا و كوشش آفريده است .
آيا اين تقلا و كوشش مى تواند خود هدف نهايى موجوديت انسان بوده باشد ؟ البته نه - زيرا چه سودى از كوشش و فعاليت بىهوده براى انسان نصيب مى گردد ؟ مگر خدا نمى توانست انسانها را طورى بيافريند كه آنان بدون زحمت و سعى مشغول زندگى در اين خاكدان بوده باشند ، مسلماً مى توانست .
ولى هدف اقصاى خلقت اين است كه انسان با كوشش در قلمرو طبيعت جوهر گران بهاى وجود خود را استخراج كند . او با اين كوشش و تكاپو آيينهء خدا نماى روح خود را صيقلى مى سازد . او با اين كوشش « خود طبيعى » را تا مقام روحانيت برترين بالا مى برد ؟
تفسير ابيات پيغمبر ما به على عليه السلام فرمود : اى على تو قهرمان انسانها هستى ، تو شير حق تعالى مى باشى و فوق العاده دلاورى و دليرى .
اما به اين همه مزايا قناعت مكن و به آنها اعتماد نداشته باش ، بلكه برو زير سايهء اميد يزدانى .
براى تقرب به درگاه خداوندى وسيله ديگرى كه عالىتر است وجود دارد ، اين وسيله تقرب به بارگاه ربوبى است به اضافهء تعقل و آگاهى بر از درونى خود ، كه خدا در تو بوديعت نهاده است . تو بمردم معمولى منگر كه تنها راه تقرب را در عبادات معمولى و نيكو كارىهاى ظاهرى منحصر كردهاند . تو با تبعيت از عقل و عاقلان مى توانى سنگلاخ جهان هستى را بپيمايى .
اگر به عقل و عاقل بگروى ، هيچ گونه نقلهاى بىاساس نمى تواند ترا از راه