تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٩ - تفسير ابيات
متوجه باش كه انديشه هاى خود را بدون مهار در بارهء فهم حقايق عاليهء جهان هستى رها مكن زيرا مطالب خوب و بد و زشت و زيبا در درون ما به هم آميخته و تشخيص آن براى انديشه هاى معمولى بسيار دشوار است .
پرهيز و خود دارى در انديشه هاى مشكل عاليترين دواى انسانهاى بيمار است كسى كه به بيمارى گر مبتلا است ، هر چه كه روى زخمها را بخراشد بيماريش طولانىتر خواهد گشت .
نكتهء ديگر اين كه خود دارى منطقى در قلمرو انديشه ها مى تواند كشف كنندهء نيروى روحى انسانى بوده باشد - زيرا كسانى كه داراى روح نيرومند نيستند ، در سركشىهاى هر گونه خيالات و توهمات ، شخصيت خود را از دست مى دهند . تو شايستگى شنيدن اين مطالب را داشته باش ، من گوش شنواى ترا با طلاى حقايق مزين ساخته و خواهم آراست . من كه گفتم گوش تو را با طلا مى آرايم ، مطابق انديشه هاى معمولى بود و الا اگر تو واقعيات را درست در درون خويش جاى بدهى خود معدن طلا خواهى گشت .
اولًا اين اصل را بپذير كه تمام افراد مردم با يكديگر كاملًا اختلاف دارند حتى نمى توان دو نفر را پيدا كرد كه از همه جهات جسمانى و روحانى شبيه يكديگر بوده باشند ، چنان كه حروف از الف گرفته تا ياء از حيث شكل با يكديگر مختلف هستند .
اين حروف كه مختلف ديده مى شوند باعث شورش ذهن انسانى و ترديد در وحدت و كثرت است ، اما اگر همان حروف مختلف را از روى ديگر نظاره كنى ، خواهى ديد آنها همگى يكى هستند .
پس حروف از يك رو ضد و از روى ديگر كاملًا متحد مى باشند . وحدت حروف در اين است كه با همديگر تركيب يافته از يك معنى كه قابل قسمت و تجزيه نمى باشد حكايت مى كنند .
در روز رستاخيز كه روى عرض اكبر ( نمودار شدن همه حقايق ) است افراد انسانى در اشكال گوناگون محشور مى شوند ، آن فرد كه در اين زندگانى راه الهى را