تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٤ - ساده لوحان گمان مى كنند ١٧١ خود طبيعى ١٨٧ را شكستن از بين رفتن است در صورتى كه شكستن ١٧١ خود طبيعى ١٨٧ عالىترين درست شدن را در دنبال دارد
خلاصه چنان كه گفتيم ، نظرياتى از آن قبيل كه ذكر كرديم نمى تواند مشكلات موجوده در استناد جهان به ذات خدا را بر طرف كند . اين مسئله را به طور اختصار در گذشته و مشروحاً در مباحث آينده متذكر خواهيم شد .
((٢٨٦٧)) خم شكسته آب از آن ناريخته صد درستى زين شكست انگيخته
ساده لوحان گمان مى كنند « خود طبيعى » را شكستن از بين رفتن است در صورتى كه شكستن « خود طبيعى » عالىترين درست شدن را در دنبال دارد جهانى كه ما در آن زندگانى مى كنيم داراى هزاران ماده و صورت و روابط ميان آنها و تركيبات و اجزاء مى باشد .
اين موجودات همواره در حال تجزيه و تلاشى و تأليف و تركيب به سر مى برند . عظمت و حقارت اين تجزيه و تركيبها به طور كلى نسبى هستند و ما نمى توانيم هر تجزيه را فساد و هر تركيب را هستى عالىتر فرض كنيم .
دانه ها در زير خاك تا تجزيه نشوند و به اصطلاح منفى نگردند ، به ريشه و ساقه و برگ و گل مبدل نخواهند گشت .
چنان كه غذاهايى را كه انسانها مى خورند تا در معدهء آنان تجزيه نگردد بلكه از موجوديت نيفتد مبدل به گوشت و خون و سلولهاى انسانى نخواهد گشت . پس هر تجزيهاى دليل فساد مطلق نيست ، بلكه چنان كه بينيم بايستى تركيباتى را كه پس از آن تجزيه بوجود خواهد آمد در نظر بگيريم .
به همين جهت است كه در موجود انسانى تجزيه هايى كه خواه در اجزاء درونى و خواه در اجزاء برونى صورت مى گيرد مى تواند مقدمهء تركيبات عالىترى گردد ، بلكه