تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٢ - شخصيتهاى بزرگ شخصيتهاى كوچك را مطابق سنخ خود مى سازند
((٢٨٣٢)) پيش استادى كه آن نحوى بود جان شاگردش از آن نحوى شود
((٢٨٣٣)) باز استادى كه آن محو ره است جان شاگردش از آن محو شه است
((٢٨٣٤)) زين همه انواع دانش روز مرگ دانش فقر است ساز راه و برگ
((٢٨٢٠)) خوى شاهان در رعيت جا كند چرخ اخضر خاك را خضرا كند
شخصيتهاى بزرگ شخصيتهاى كوچك را مطابق سنخ خود مى سازند هنگامى كه يك شخصيت در اجتماع به مقامى مى رسد كه مى تواند ديگران را در دنبال خود بكشد ، اين شخصيت به شكل موجودى در مى آيد كه ساير انسانها را به طور خود آگاه يا ناخود آگاه مانند آهن ربا كه آهنهاى را به سوى خويش مى كشد در تحت تأثير خود قرار مى دهد .
اگر درست دقت كنيم خواهيم ديد كه تأثير شخصيتها در افراد گاهى آن چنان شديد مى باشد كه افراد پيرو مانند مشتى از موجودات جامد بدون اختيار مانند يك تابلو در زير دست نقاش تسليم مى شوند . هر چه كه روان شناسى و جامعه شناسى شخصيت مزبور زيادتر بوده باشد تصرف او در افراد تابع با سهولت بيشترى خواهد بود .
آن شخصيت ممكن است به طور مستقيم با همهء افراد تماس نداشته باشد ، ولى آن افراد كه به طور مستقيم تحت تأثير او هستند ، رنگ آن شخصيت را به خود گرفته به افراد ديگر با ملاحظهء مراتب منتقل مى سازند و اين يك قانون طبيعى است .
اگر بخواهيم يك مثال روشن در اين باره در نظر بگيريم مى توانيم طرز تفكر و وجدان يك فرد را مطرح بسازيم .