تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٣ - اگر در تكاپوى زندگى آگاهانه حركت كنيم از هر چيزى حقايقى را خواهيم ديد كه در صدد رسيدن به آنها نبوديم
بدهد ، ولى از بالاى دار به آسمان چهارم عروج كرد .
آن دانهاى را كه آدم در بهشت خورد ، اگر چه باعث شد كه از بهشت بيرون رود ، ولى در اين خاكدان قدم گذاشت و منشأ نسل آدميان شد كه افرادى مانند پيامبران و اولياء الله از نسل او به وجود آمدند .
آن باز بىنوا براى دانه به زمين نشست ولى با آن نشستن روى دست سلطان جاى گرفت .
طفل با اميدهاى بچه گانه به مكتب مى رود ، ولى مانند ماه چهارده شبه مراحل دانش را مى پيمايد و روشنايى علم او جهانى را فرا مى گيرد .
عباس عموى پيغمبر از روى ستيزه و پيكار با پيغمبر روبرو شده بود ، ولى پس از آن پناهگاه دين شد و او و فرزندانش پشتيبان دين گشتند [١] همچنين عمر با چه نيتى پيش خواهرش رفت ولى در نتيجه پيشواى دين و مقتداى اهل دين شد .
آن انسانى كه براى چيدن علف به خرابه ها روى آورده گاه پايش به گنج گران قيمتى خورده آن را به دست مى آورد .
تشنگان هم به اميد آب به سوى جويبار مى آيند ولى عكس ماه براى آنها دل كشترين منظره را نشان مى دهد ، من ( عرب ) به اين درگاه در جستجوى نان آمدهام ولى هنگامى كه به دهليز اين درگاه پا گذاشتم در خود عظمتى احساس كردم كه شايستهء صدر نشينان است . آبى آورده بودم كه تحفهء نانى بگيرم ولى بوى نان شما تا عالىترين
[١] جلال الدين در مقام تمثيل است و الا خلفاى عباسى نه تنها حمايت با اخلاص از دين مقدس اسلام نكردهاند ، بلكه آنان با ظواهر فريبنده دين را دستاويز ملك و مقام خود ساخته بودند . .