تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٠ - تفسير ابيات
ندارند . اينان آن چه را كه دارند مى بخشند ، چنان كه گلها و رياحين عطر آگين بوى لذت بخش خود را در چمنزارها و جلگه ها منتشر مى سازند و هيچ گونه توقعى هم ندارند .
خداى بزرگ به وسيله دست اين افراد سخن مى گويد و از ميان ديده گان اين اشخاص بر روى اين زمين خاكى مى خندد .
آرى بخشش به مستمندى كه نياز خود را به تو عرضه كرده زيبا است ، ولى زيباتر از آن اين است كه به كسى بخشش كنى كه نه از تو سؤالى كرده و نه نيازمندى او را مى دانى - زيرا كسى كه دست و دل خود را براى عطا باز مى كند به جستجو و پيدا كردن شخصى كه عطاى او را خواهد پذيرفت علاقه مندتر است از كسى كه عطاى او را قبول خواهد كرد .
آيا مى توانى چيزى از ثروتت را براى خود ذخيره كنى ؟ هر چيزى كه امروز در تسلط تو است ناچار روزى از دست تو بيرون خواهد رفت ، به اين جهت اكنون از ثروت خويش ببخش ، باشد كه فصول زندگانى تو فصلى هم از عطا و بخشش داشته باشد .
چه بسيار شنيدهام كه مى گوييد : من مى خواهم ببخشم ولى آنان كه اظهار استحقاق مى كنند . . . اى دوست عزيز فراموش كردهاى كه درختان باغ تو چنين حرفى را نمى زنند ، چار پايان در مراتع هم چنين سخنى نمى گويند .
زندگانى درختان در ( بخشيدن است ، بخشيدن ميوه ) - زيرا اگر ميوه ندهند خود را به نابودى مى كشانند .
خداوند در قرآن مى فرمايد :
« وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ الله وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى اَلتَّهْلُكَةِ ٢ : ١٩٥ . . . » [١] ( در راه خدا انفاق كنيد و با دست خويش خود را به هلاكت نيفكنيد ) .
حقيقت را به شما بگويم : مردى كه براى قبول عطاى زندگى سزاوار شده و بهره
[١] سوره البقرة ، آيهء ١٩٢ . .