تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٧ - بايستى عبادات مقررى از محبت واقعى كشف كند
اگر ديدى نمى توانى در حال نماز از گريه خود دارى كنى ، به رغم اين اشكها كه از ديده گانت سرازير مى شوند خود را به سوى انبساط تحريك كن باشد كه با شادمانى و تبسم نماز بگزارى .
تو در هنگام نماز گزاردن روح خود را براى اجتماع و انس با ارواح نيايشگران ذات پاك خداوندى بالا مى برى ، براى ديدار آن معبد غير محسوس آماده باش كه هيجان آسمانى و ملكوتى در خويشتن احساس كنى .
اگر مقصود تو از دخول به پرستشگاه سؤال از احتياجات بوده باشد چيزى دستگير تو نخواهد شد . و اگر براى خضوع و خشوع به پرستشگاه الهى قدم بگذارى ، هرگز به عظمت و بلندى انسانى كه در انتظار تست نخواهى رسيد . بلكه اگر ورود تو به پرستشگاه به اميد به دست آوردن حسن نظر ديگران بوده باشد سؤال تو بدون اجابت خواهد ماند . اصلا تو مى توانى وارد پرستشگاه شوى بدون اين كه كسى تو را ببيند - « زيرا پرستش در تماس گذاشتن ذات بىنهايت پائين با بىنهايت بالا با تفكرات روحانى است و امور مزبور نبايستى به عنوان هدف از عبادت تو را محدود كنند ، چون آنها عوارضى هستند كه ناچار دنبال اين تماس الهى بدست تو خواهند آمد » .
من نمى توانم الفاظ نيايش را به تو تعليم دهم - زيرا مادامى كه خداوند نماز را به لبها و زبان تو نگذارد گوش به نماز تو نخواهد داد .
من نمى توانم نماز درياها و چمنزارها و كوه هاى سر به فلك كشيده را به تو قابل درك بسازم ولى تو كه زاييده شدهء همين كوه ها و چمنها و درياها هستى ، مى توانى نقش نماز آنها را در صفحات قلب خود دريابى .
اگر در آرامش شبانگاهى گوش فرا دهى خواهى شنيد : كه كوه ها و درياها و چمنها با آرامش و خضوع مخصوص به خود مشغول راز و نيازاند . آنان چنين راز و نياز مى كنند :
اى پروردگار ما اى خداى ما اى ذات بال و پر دهندهء ما ارادهء ما پيرو ارادهء تست ، مطابق رغبت و خواستهء تو رغبت مى كنيم و مى خواهيم ، تو با توانايى خويش شبها