تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٤ - تفسير ابيات
دستهء ديگرى اگر حقيقتى را مانند غذا به دهان و لبها يا به دندان خود بگيرند مى فهمند كه اين شيرين است يا تلخ .
اشخاصى هستند كه اگر در مقابل روى خود چيزى را ببينند آن را استشمام مى كنند . بعضى ديگر با قوهء لامسه آن را درك مى كنند . اگر چه شيطان مى گويد بخوريد . گروهى هم به مجرد آن كه به لبهاى آنان نزديك شد پيش از آن كه به گلويشان برسد درك مى كنند .
بعضى ديگر هنگامى كه غذا به گلو رسيد مى فهمند ، بعضى ديگر هستند كه غذا هنگامى كه به معده رسيد خاصيت آن را درك مى كنند .
گروهى ديگر هنگامى كه مى خواهند ماده مستهلك شده در بدن را دفع كنند احساس سوزش كرده ، با اين احساس مى فهمند كه چه خوردهاند ؟ آرى اينان در موقع خرج مى فهمند كه دخلشان چه بوده است . بعضى ديگر در فهم حقايق احتياج به گذشت زمان دارند ، ماه ها يا سالها ، بلكه تا روز رستاخيز .
از آن طرف اختلاف ديگرى هم در خود موجودات هست كه به طور بديهى بينيم ، زيرا همهء آنها در جريان طبيعى دستخوش تحولات و دگرگونىهايى بوده با اختلافات فراوانى در صحنهء هستى آشكار مى شوند و پا در صحنهء هستى مى گذارند .
اين حقايق به جهت تغير در شرايط تا حدودى كه به دو حالت متضاد برسند تغيير پذير مى باشند يك ماده بىطرف زهر مار مى شود ، يك گل تلخ عسل مى گردد و . . . « چون اين مثالها را كه جلال الدين در ابيات گفته است واضح بود احتياج به تفسير نديديم . »