تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٩ - تفسير آيهء كريمهء * ( ( مَرَجَ اَلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ ) ٥٥ ١٩ - ٢٠
چنان بزرگ است كه اگر تمام دنيا را در يك نفس و با يك ضربت براى سود شخصى خود از پاى در آورد اهميتى بر آن احساس نمى كند .
همچنين از نظر ناچيزى عقل ، مى بينيم فردى داراى عقلى است كه نمى تواند بديهىترين حقايق را دريابد و نمى تواند دو مقدمه را براى يك نتيجه بديهى تنظيم نمايد .
ولى همهء آنها در يك كرهء خاكى بلكه در يك اجتماع و در يك خانواده زندگانى مى كنند و براى انسانهاى احمق همهء آنها بىكسان مطرح مى شود .
اين مسئله از نظر كسانى كه به اين مسائل فقط از ديدگاه معرفت فردى مى نگرند و در صدد اخذ نتايج اجتماعى نيستند فقط لذت معرفت مجرد دارد ، ولى جاى ترديد نيست كه همين مسئله و تحليل و تنظيم آن مى تواند در مسائل اجتماعى ما دگرگونىهايى به نفع انسانيت وارد بسازد .
« مَرَجَ اَلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ . » ٥٥ : ١٩ - ٢٠ [١] ( دو دريا را كه به طبيعت خود رها ساخته است ميان آن دو مانعى است كه در جستجوى در آميخته شدن با هم ديگر نيستند ) .
متأسفانه بشريت با اين كه هر روز در باره مسائل انسانى و در هم ريختن اصول عالى ناله ها مى كند ، ولى گروهى از اقويا كه در هر جامعهاى وجود دارند به جهت اغراضى نمى خواهند اين ناله ها را بشنوند ، آنان نمى دانند كه جامعهاى كه مركب از انسانهاى داراى روانهاى متضاد هستند ، آن جامعه به هيچ وجه نمى تواند هماهنگ بوده باشد . آنان نمى دانند يا نمى خواهند بدانند كه اگر همين انسانها موقعى اين موفقيت را به دست آوردند كه همهء افراد به جهت تربيت و تكامل داراى گروهى از اصول عالى و ايده آلهاى منطقى شدند رياست و رهبرى آنها چه لذتى خواهد داشت .
[١] سوره الرحمن ، آيهء ١٩ و ٢٠ . .