تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٨ - گمان مكنيد كه شعاع الهى كه در اجسام پيامبران پنهان است آزار بر اجسام آنها آزار بر خدا است ، بلكه براى آزمايش است مانند هتك حرمت خانهء خدا
((٢٥١٩)) حق از آن پيوست با جسم نهان تاش آزارند و بينند امتحان
((٢٥٢٠)) بىخبر كآزار اين آزار اوست آب اين خم متصل با آب جوست
گمان مكنيد كه شعاع الهى كه در اجسام پيامبران پنهان است آزار بر اجسام آنها آزار بر خدا است ، بلكه براى آزمايش است مانند هتك حرمت خانهء خدا شيخ فريد الدين عطار مى گويد :
جان نهان در جسم و تو در جان نهان اى نهان اندر نهان اى جان جان
در اين ابيات در نظر سطحى تناقضى در كلمات جلال الدين ديده مى شود ، به اين بيان كه او مى گويد : روح صالح را نمى توان آزار داد - زيرا آن نور خدايى است و نور خدايى در دسترس انسانها نيست كه بتوانند آن را آزار دهند . سپس مى گويد : حق تعالى براى آن در اجسام پيامبران مخفى است كه همين كه پيامبران آزار شوند ، خدا آزار شود ، ولى با كمى دقت روشن مى شود كه در اين ابيات تناقضى وجود ندارد - به توضيح اين كه مى گويد : روح پيامبران كه شعاعى از نور الهى است به كلى از دسترس مردم بر كنار است - زيرا آن نور الهى با عظمتتر از آن است كه انسان بتواند در آن تصرف نمايد ، اما اين بدنها را مانند جايگاه خود قرار داده است كه وارد ساختن توهين يا احترام به آن بدنها مانند اين است كه توهين يا احترام بر او وارد شده است ، مانند بيت خداوندى كه توهين و يا احترام به آن مانند توهين و احترام به خدا است .