تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٢ - من و مايى سنگينترين زنجير بر گردن انسانى است
ناچيزى موجوديت انسان در مقابل مشيت خداوندى
تركيب اجزاء جهان طبيعت است كه منشأ جنگها است
((٢٤٦٦)) پيش چوگانهاى حكم كن فكان مى دويم اندر مكان لا مكان
ناچيزى موجوديت انسان در مقابل مشيت خداوندى در بعضى از نسخه مثنوى پيش از بيت فوق ، بيت ذيل را هم ثبت مى كنند :
پرِّ كاهم در مصاف تند باد خود ندانم در كجا خواهم فتاد
از همهء جوانب كه ملاحظه مى كنيم مى بينيم موجوديت انسانى در مقابل عظمت خداوندى و مشيت او نه تنها ناچيز است ، بلكه اصلا مقايسه نمودن دو موجود با يكديگر هيچ گونه جنبهء منطقى ندارد . يك مثال بسيار ناچيز كه نمى توان آن را از همه جهت قابل انطباق دانست ، اين است كه روح با آن عظمت هنگامى كه تصورى در بارهء چيزى مى كند ، آن موضوع تصور شده در مقابل روح هيچ گونه قابليت عرض اندام ندارد .
روح شما همان تصور را هر گونه كه بخواهد ايجاد و اعدام مى نمايد ، بدون اين كه آن تصور بتواند كوچكترين موجوديتى در مقابل روح نشان بدهد .
روح مى تواند همان تصور را با تصورات ديگر در هم آميزد يا آن را تفكيك نمايد و در هر موقعى كه بخواهد مثل آن را ايجاد نمايد .
((٢٤٧٧)) در عمارت هستى و جنگى بود نيست را از هستها ننگى بود
تركيب اجزاء جهان طبيعت است كه منشأ جنگها است مقصود از اين بيت در مسئله تكاپوى اصداد كاملًا روشن شده است و در آن مبحث توضيح داديم كه براى به وجود آمدن و تشكل موجودات ، جهان اجزاء متضاد